تاريخ : سه شنبه سی ام شهریور 1389 | 10:12 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۴/۰۵/۸۹‬

سياسي. داخلي. ساوجبلاغ
كرج - نماينده ولي فقيه در ارتش جمهوري اسلامي ايران گفت : استقلال و آمادگي دفاعي ايران اسلامي مرهون خون شهدا است.

حجت‌الاسلام والمسلمين مفيد كيايي نژاد روز پنجشنبه در يادواره شهداي روستاي گليرد بخش طالقان شهرستان ساوجبلاغ افزود: وحدت ملي ، افزايش توان دفاعي و ولايتمداري مهمترين دستاوردهايي بوده كه به بركت خون شهدا به دست آمده است.

وي بيان داشت: ملت سلحشور ايران اسلامي از تهديد و تحريم دشمنان هراسي ندارد
و همه قشرهاي مردم لبيك گوي ولايت آماده پاسداري از ارزش‌ها و كيان ايران اسلامي
هستند.

كيايي نژادگفت: همچنين اين ملت با عزم راسخ براي پيمودن قله‌هاي رفيع علمي و معنوي در تلاش است و در مقابل زورگويان جهان ايستادگي و استقامت خواهد كرد.

نماينده ولي فقيه در ارتش جمهوري اسلامي ايران افزود: امروز دشمنان اسلام در تلاشند
تا با استفاده از ترفندهاي مختلف ملت ايران را از دانش صلح آميز هسته اي محروم كنند
كه به اهداف شوم خود دست نخواهند يافت .

در اين آيين كه شمار زيادي از قشرهاي مختلف مردم و خانواده‌هاي معظم شهدا حضور
داشتند ، ياد و خاطره ‪ ۱۴‬شهيد دوران دفاع مقدس روستاي گليرد بخش طالقان گرامي
داشته شد. ك /‪۲‬



تاريخ : سه شنبه سی ام شهریور 1389 | 10:1 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
 
پورتال تخصیص شناسه ملی اشخاص حقوقی

شناسه ملی : 10100013041
شماره ثبت : 58
نوع شخصیت حقوقی : تعاونی
تاریخ تاسیس : 1382/05/02
عنوان شخصیت : توسعه روستایی گلیرد طالقان
استان ثبتی : تهران
واحد ثبتی : طالقان
آدرس دفتر مرکزی : طالقان روستای گلیرد
کد پستی دفتر مرکزی : 0
چاپ



تاريخ : سه شنبه سی ام شهریور 1389 | 9:55 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

       توجه                                                                                                          توجه

به اطلاع صاحب نظران ، اندشيمندان ،بازديد كنندگان  عزيز ميرساند بمنظور آشنايي بيشتر با مشاهير و بزرگان گليرد در نظر دارم نسبت به تهيه زندگينامه و آثار اين عزيزان در روزهاي آتي اقدام نمايم لذا چنانچه تمايل داشتيد تا در اين زمينه مرا ياري نماييد آماده دريافت مطالب و درج آن به نام خودتان هستم اميدوارم در اين راه با اندك اطلاعات خود بتوانم دين چندين ساله خود را ادا نمايم .با تشكر از مساعدتهاي شما



تاريخ : سه شنبه پانزدهم تیر 1389 | 7:55 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

آیت الله شهید طالقانی

آنچه می خوانید خاطره ای است که شمس آل احمد، برادر جلال آل احمد، روشنفکر معاصر و نویسنده سفرنامه معروف حج،"خسی در میقات"، نقل کرده است:

 

«زمستان بود. جلال با پیکانش انداخته بود تو جاده قدیم - شریعتیِ حالا - که مرا برساند خانه. یک روحانی ایستاده بود کنار جاده.

جلال گفت: شمس! این پسرعمومان سید محمود طالقانی نبود؟

گفتم: متوجه نشدم. او دنده عقب گرفت آمد بالا. من پیاده شدم و آقای طالقانی را تعارف کردم بنشیند جلو، بغل دست جلال. خودم عقب نشستم. طالقانی هم داشت می رفت منزلش در دروازه دولت.

همین طور که می آمدیم جلال از او پرسید: آقا شما هم ما را بی دین می دانید؟

او گفت: تو چرا این حرف را می زنی؟ پسرم! بی دین مرا می گویند، چون رفته ام شده ام امام جماعت مسجد هدایت، خیابان استانبول.

خیابان استانبول کجاست؟

راستۀ عرق فروش ها و کاباره ها و سینما ها! روحانی های دیگر به من می گویند لامصب؛ اما من دلم خوش است که اگر بتوانم پای یکی از این رقاصه ها و عرق خور ها را به این مسجد باز کنم و نماز خوان کنم اجرم را برده ام. تو کجا بی دینی با آن کتاب «خسی در میقاتی» که نوشته ای! تو حجّی کرده ای که من آرزو دارم بکنم.»

جلال آل احمد/ حبیبه جعفریان/ سروش/ ص11



تاريخ : سه شنبه هشتم تیر 1389 | 15:46 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

 

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 | 8:10 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

فواید طبى حرکات نماز

نماز

این مبحث را با سخن دکتر الکسیس کارل آغاز مى کنیم ، آنجا که درباره فواید طبى نماز مى گوید:

نتایج نماز و نیایش را با علم نیز مى توان دریافت ، زیرا نماز و نیایش نه تنها به روى حالات عاطفى بلکه روى کیفیات بدنى نیز اثر مى کند و گاهى در چند لحظه یا چند روز بیمارى جسمى را بهبود مى بخشد. این کشفیات هر چقدر هم که غیر قابل درک باشند، بایستى به واقعیتشان معترف شد. دفتر مشاهدات طبى لورد بیش از 200 مورد درمان فورى و غیر قابل تردید سل ریوى و عفونت کلیه و سرطان و امراض بدنى دیگر را ضبط کرده است .

اما حرکات نماز، چنانکه امروزه ثابت گردیده ، تکرار قیام و قعود در نماز بهترین وسیله اى است که سرعت گردش خون را افزایش داده و از این رو نماز را یکى از عوامل موثر در به کار انداختن جهاز هاضمه دانسته اند که راه اشتها و میل به غذا را نیز هموار مى سازد. و جالب این است که اوقات نماز و مواقع هضم غذا کاملا مناسب و هماهنگ بوده و چنانکه ملاحظه مى نماییم ، در این امر حکمت عجیبى به کار برده شده است ...

به این ترتیب که وقت نماز صبح پیش از شروع به غذاى صبحانه بوده ، و ظهر قبل از آنکه انسان به نهار بپردازد و عصر یا همان وقت که هضم غذا آغاز شده ... و به هنگام غروب یا موقعى که انسان بین دو وعده نهار و شام قرار دارد. و به همین ترتیب موقع عشا که هضم غذا تازه شروع گردیده است ... طب جدید این موضوع را ثابت کرده و مدلل ساخته که نماز بهترین وسیله اى است که از بالا رفتن فشار خون جلوگیرى کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزایى خواهد داشت . آرى طبق نظریه پزشکان چنانچه در اداى نماز مراقبت و محافظت به عمل آمده و حرکات موزون آن به آرامى و طمانینه که از شرایط صحت آن است ، توام باشد، ثابت و مسلم گردیده که از بسیارى بیماری هاى ناشى از فشار خون جلوگیرى خواهد کرد... و این خود اثرى آنى و فورى بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سریع آن مانع خواهد شد.

مجله ریدرز دایچست مى نویسد:

بر اساس تحقیقات معلوم شده است افرادى که بطور مرتب به عبادتگاه مى روند، در برابر بسیارى از بیماری ها نظیر: فشار خون ، بیماریهایى قلبى ، سل و سرطان هاى ناحیه گردن مصونیت دارند.

دکتر ادوین فردریک پاورز، استاد امراض عصبى در ایالات متحده آمریکا مى گوید:

علم طب در دنیاى کنونى از بسیارى از رموز و اسرار بیمارى ها به طرز معجزه آسایى پرده برداشته است . با این وصف هنوز هم هزاران بیمارى و مرض باقى است که بزرگترین اطباء هوشمند و نوابغ پزشکى کمترین بارقه امیدى به کشف و معالجه آنها به دست نیاورده اند. اما بررسى و دقت در مطالعات این اطباء و نوابغ این نکته را روشن مى سازد که اغلب آنها این نظریه را تایید نموده و اعتقاد پیدا کرده اند که در میان معجزات فراوانى که براى نماز شمرده اند، یکى اعاده صحت و تندرستى روحى و شفاى کلیه بیماری هایى است که مداوا شده و کلیه روشهاى پزشکى در برابر آنها عاجز مانده است.1

نماز بهترین وسیله اى است که از بالا رفتن فشار خون جلوگیرى کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزایى خواهد داشت .

یک جراح مصرى اخیرا با یک سرى تحقیقات گسترده اعلام داشت :

نماز بهترین درمان براى بیماران مبتلا به جابجایى غضروف هاى ستون فقرات است .

دکتر الزیات استاد دانشگاه نوادا در آمریکا پس از مطالعه بر روى چهل بیمار گفت :

حرکت هاى ناشى از پنج بار نماز در روز مى تواند عمل جراحى ناشى از بیمارى مذکور را در مدت یک هفته بهبود بخشد.

این پزشک مصرى به بیماران جراحى شده خود توصیه کرده است که بلافاصله پس از عمل جراحى حرکت کرده و به مدت یک هفته روزى پنج بار حرکات نماز را به جاى آورند و این حرکات را در هر صورت تا پایان عمر ادامه دهند.

همچنین یک دانشمند آمریکایى در کتابى که به تازگى بنام بیماری هاى فقرات منتشر ساخته ، گفته هاى این پزشک مصرى را تایید کرده و به بیماران خود نیز سفارش کرده است که روزانه پنج نوبت حرکاتى شبیه نماز مسلمانان انجام دهند.2

فایده طبى رکوع و سجود
سجده

چنانچه اشاره شد بزرگترین متخصصان و پزشکان عالى مقام بین المللى بر این باورند که حرکات نماز خم و راست شدن ملایم در سجود و رکوع مى تواند یکى از راه هاى مهم درمان بیمارى دیسکوپاتى یا بیمارى دیسک ناحیه کمر باشد.

رکوع و قیام در نماز در تقویت عضلات پشت و معده اثر بسزایى داشته و آنچه از مواد چربى و پیه که در جدار معده باقى مانده بطور کلى بر طرف مى سازد... و مهمترین فایده سجود نیز این است که هم عضلات ران و ساق پا را تقویت مى نماید و هم در وصول خون به اعضاء و نواحى بدن کمک کرده و نیروى جدار معده را نیز افزایش مى دهد و فعالیت و حرکات امعاء نیز تقویت مى گردد و یکى دیگر از فواید سجود البته اگر سجده بطور صحیح انجام گیرد این است که از بزرگ شدن شکم و ورم معده که بر اثر فشرده شدن عضلات آن بوده و خود بیمارى بزرگى محسوب مى شود، جلوگیرى خواهد کرد.

دکتر مصطفى حفار متخصص امراض دستگاه هضم و عضو تحقیقات علمى مجلس شوراى ملى لبنان و استاد دانشکده طب فرانسه ، راجع به فواید ضمنى رکوع و سجود در نماز مى گوید:

رکوع در تقویت عضلات دیواره شکم بسیار مفید است و به جمع شدن معده کمک مى کند و آن را در کار هضم یارى مى دهد. همچنین روده ها برایشان دفع فضولات هضمى به صورت طبیعى آسان مى شود.

اما سجود باعث رانده شدن هوا از میان معده به دهان مى شود و دشوارى هاى هضم و انعکاسات قلبى را برطرف مى سازد. پزشکان ، نشستن به صورت سجده در نماز را براى درمان جمع شدن خون در پایین شکم بانوان که ناشى از پشت درد در رحم است ، توصیه مى کنند.

دکتر فارس عازورى متخصص بیماریهاى اعصاب و مفصل از دانشگاههاى آمریکا مى گوید:

نماز مسلمانان و رکوع و سجودش عضلات پشت را تقویت و حرکات ستون فقرات پشت را نرم مى سازد و امراض عصبى و عضلانى را آرامش ‍ مى بخشد. بخصوص اگر نماز را از سن نوجوانى بپا دارند، نیرو واستحکامى در برابر بیمارى هایى مى یابند که در نتیجه ضعف عضلات مجاور ستون فقرات عارض مى شود، آنچه باعث این ضعف مى شود، انواع بیماری هاى عصبى است که موجب دردهاى شدید و تشنج عضلانى است .اخیرا بعضى از دانشمندان براى تقویت عضلات تمرین هایى معین کرده اند که برخى از آنها شبیه به حرکات نماز است .

رکوع و قیام در نماز در تقویت عضلات پشت و معده اثر بسزایى داشته و آنچه از مواد چربى و پیه که در جدار معده باقى مانده بطور کلى بر طرف مى سازد.

دکتر دیاب و دکتر قرقوز درباره فواید طبى سجود چنین مى گویند:

پایین آمدن سر به هنگام سجود منجر به احتقان خون در رگهاى خونى مغز مى شود و هنگامى که سر به صورت ناگهانى به طرف بالا مى رود، فشار داخل رگها کاهش مى یابد و این حرکت در هر رکعت نماز شش بار در خلال رکوع و سجود تکرار مى شود، یعنى 102 بار در شبانه روز و این در حالى است که انسان فقط نمازهاى واجب را به جا آورد.

ولى اگر علاوه بر نمازهاى واجب ، نمازهاى مستحب نوافل را نیز به جا آورد، این رقم به 216 بار در شبانه روز و 6480 بار در ماه بالغ مى شود که در هر حرکتى رگهاى خونى منقبض و منبسط شده و بر نرمى و قدرت جداره و عضلات آن افزوده مى شود.

سجده

البته نباید آرامش روحى و صفاى ذهنى حاصل از نماز را نادیده گرفت . تکرار این حالات چند بار در روز موجب مى شود مغز به شکل مطلوبتر و بهترى به فعالیت خود ادامه داده و به تفکر به نحو احسن صورت پذیرد.

دو پزشک سابق الذکر در جایى دیگر مى گویند:

درحقیقت نماز هم عبادت است و هم ورزش بدنى و روحى ... و مى توان ادعا کرد که قرآن در تطبیق ورزش هاى سبک که امروزه به ورزش هاى سوئدى معروفند، پیشتاز بوده است .

آنچه ورزش نماز را از سایر ورزش ها ممتاز مى نماید، توزیع مناسب آن در طول شبانه روز است ان الصلوة کانت على المومنین کتابا موقوتا. دانشمندان نیز ثابت کرده اند که بهترین نوع ورزش ، ورزشى است که تکرار شود و در طول روز توزیع گردد و خسته کننده نباشد و انجام آن براى هر کس امکان پذیر باشد، که تمام این ویژگى ها در حرکات نماز فراهم است ...

فواید ورزشى حاصله از نماز را مى توان به شرح زیر خلاصه نمود: در هر رکعت . با علم به اینکه ، نمازهاى یومیه 17 رکعت بوده و نوافل نیز به آن اضافه مى گردد.

نشاط بخشیدن به کار قلب و دستگاههاى گردش خون .

بهبود فعالیتهاى مغزى به دلیل کمک به تغذیه بهتر آن .

تقویت جداره شریان هاى مغزى و حفظ حالت ارتجاعى آنها که در نتیجه آن ، در مقابل پاره شدن و خونریزى مقاوم خواهند شد.

آماده کردن بدن براى مقابله با پیشامد حالت هاى ناگهانى که ممکن است بسیارى از مردم دچار آن شوند؛ مثل سرگیجه و سیاهى رفتن چشم و بیهوشى هاى زود گذر.

آرامش روحى و اعتماد به نفس.3

 

تاثیر نماز در تمرکز فکر 

توجه به خشوع در نماز وسیله اى است براى پرورش حضور ذهن و تمرکز حواس که در زندگى بسیار حایز اهمیت است و مى توان گفت که بیشتر موفقیت هاى انسان در نتیجه همین تمرکز فکر و توجه کامل و حضور ذهن است .

ویلیام مورتن مارستن متخصص در روان شناسى مى گوید:

افراد موفق کسانى هستند که مى توانند در امرى تمام افکار خود را متمرکز کنند و تمام دانستنی هاى خود را درباره آن بیاورند و به کار بندند. براستى اگر روح و فکر ما بطور کامل در نقطه اى متمرکز شود یا براى امرى به کار افتد نیروى شگفت انگیز و فوق العاده اى مى آفریند.

مهمترین فایده سجود نیز این است که هم عضلات ران و ساق پا را تقویت مى نماید و هم در وصول خون به اعضاء و نواحى بدن کمک کرده و نیروى جدار معده را نیز افزایش مى دهد .

ویلیام جیمز که پدر روانشناسى جدید محسوب مى شود، مى گوید:

فرشته بچه سجده

فرق بین افراد نابغه با دیگران ، یک موهبت فطرى نیست ؛ بلکه مربوط به توجه کاملى است که به موضوعات و نتیجه هاى آن مبذول مى دارند و میزان نبوغ بستگى به میزان و درجه تمرکز افکار شخصى دارد.

در مورد اینکه چگونه مى توان این نیرو را در خود ایجاد کرد ویلیام مولتن در مجله ریدرز دایچست مى نویسد:

این نیرو تمرکز فکر به وسیله تمرین به دست مى آید و البته تمرین احتیاج به شکیبایى و پایدارى دارد. وقتى توانستى افکارت را پى در پى 50 یا 100 بار در موضوعى متمرکز کنى لاجرم سایر افکار و خاطره ها جاى خود را به موضوع مورد نظرتان خواهد داد. سرانجام عادت خواهى کرد که در هر امرى با اراده خود ذهن را متمرکز سازى .

از تمام مطالب فوق نتیجه مى گیریم که نماز بهترین وسیله براى پرورش ‍ تمرکز فکر و حواس در انسان است . زیرا نمازگزارى که مى کوشد با تمام قدرت افکار خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب باشد، بدون تردید این عمل در وى عادت مى شود و مى تواند در هر موردى تمام افکار خود را متمرکز سازد و در نتیجه به ترقیات و اکتشافات مهمى نایل گردد.

در تایید بیشتر این موضوع ، ویلیام مولتن مى گوید:

بهترین راهى که توجه و التفات را در انسان زیاد مى کند این است که فکر و جسم هر دو باهم کار کنند.

و مى بینیم که نماز در اسلام عبارت است از عمل فکر و جسم با هم . زیرا نماز گزار در حالى که تمام افکار و توجهش به خداست به رکوع و سجود و قیام و قعود مى پردازد.

و بالاخره دکتر کارل مى گوید: به نظر مى رسد که نیایش ، وضع فکرى آدمى را از سطحى که به اقتضاى توارث و تعلیم و تربیت به دست آورده ، بالاتر مى کشد.4

تاثیر نماز در طول عمر 

در یک بررسى آمارى محققین دنیاى پزشکى در داخل و خارج اعلام کرده اند که علما و رجال مذهبى و افراد پایبند به قوانین و احکام مذهبى که شبانه روز چند بار در اوقات معین با خدا ارتباط برقرار داشته و زندگى آنان با ایمان و معنویت آمیخته است ، طول عمر بیشترى از سایر افراد بویژه افراد لاابالى و بى بند و بار و کسانى که پایبند مذهب نیستند، خواهند داشت .

در تایید فوق دکتر ویلیام پارک آمریکایى آمارى بدین مضمون منتشر نموده است :

در تمام دنیا هر دقیقه 62 نفر و هر ساعت 3767 نفر و هر روز 90410 نفر و هر سال 33 میلیون نفر به مرگ طبیعى از دنیا مى روند.. در اروپا از هر هزار نفر فقط یک نفر به صد سالگى و 10 نفر به مرز 80 سالگى مى رسند و در میان آنهایى که مى توانند خود را به مرز 80 سالگى برسانند، از هر هزار نفر 43 نفر روحانى ، 40 نفر کشاورز، 29 نفر دانشمند و نویسنده ، 26 نفر استاد و دبیر و 24 نفر پزشک مى باشند.5

همچنین دکتر على پریور مى نویسد:

همین چند وقت قبل بود که روزنامه هاى آمریکایى نوشته بودند، کشیشان و راهبان کمتر از سایرین به بیماری ها مبتلا مى شوند و دفاعشان بهتر است . در کشور خودمان نیز آنان که ایمان بیشترى دارند کمتر بیمارند و آنها که فقط کوشش خود را در کارها دخیل مى دانند و خدایى را باور ندارند، اغلب ام الامراضند و عمرى را به تلخکامى و بیمارى به سر مى برند.

 منبع :راز نیایش(فواید طبى و درمانى نماز) 



تاريخ : پنجشنبه بیستم خرداد 1389 | 9:44 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
راه های تشخیص عسل طبیعی از تقلبی
بـازار مناسب عسل ، سبب سودجویی عده ای در عـرضه عسل تقلبی شده است .

دکتر اورنگ عیوض زاده ، متخصص تغذیه گفت : مصرف عسل تقلبی یا غیرطبیعی که از شربت قند یا شکر تهیه می شود ، به علت داشتن قند مصنوعی برای سلامتی افراد بویژه دیابتی ها مضر است .

مدیر عامل کارخانه بسته بندی عسل در طالقان گفت: عمل کریستاله شدن یا شکرک زدن عسل نشانه خالص بودن آن است.

عباسی افزود: عسل طبیعی در دمای کمتر از منهای پنج و بیش از 25 درجه سانتیگراد شکرک هایی به شکل روغن نباتی جامد می زند.

فتاح پور از زنبورداران وفروشندگان عسل در هشتگرد گفت : اگر یک قاشق عسل را در آب سرد هم بزنیم ،چنانچه حل شد عسل تقلبی و در غیر اینصورت نشانه خالص بودن عسل است.

عسل ماده غذایی با ارزش است که به سبب داشتن خواص درمانی ،از دیرباز مورد توجه بشر بوده است.

عسل حاوی انواع ویتامین ها همچون ویتامین AوC, K, B2, B4 ,B6،پروتئین،املاح و آنزیم هاست .

این ماده غذایی در درمان بسیاری از امراض مانند ناراحتی های پوستی از قبیل زخمها و سوختگی ها و بیماری های دستگاه تنفسی و عفونت های ناحیه حلق مفید است.

رسول اکبریان فروشنده عسل در طالقان گفت/ رنگ عسل بسته به گیاهی که زنبور از شهد آن تغذیه می کند ، است .

بطور مثال عسل آویشن تیره و عسل گشنیز شفاف و بیرنگ است .

50 درصد عسل تولید شده در ساوجبلاغ را عسل آویشن تشکیل می دهد.

در این شهرستان بویژه ارتفاعات طالقان ،سالیانه 100 تن عسل از 13 هزار و 800 کلنی زنبور عسل برداشت می شود.

رئیس دانشگاه علمی کاربردی صنعت غذای ساوجبلاغ با بیان اینکه تنها روش قطعی برای تشخیص عسل خالص و مصنوعی سنجش میزان ساکاروز موجود عسل در آزمایشگاه است ، گفت : میزان ساکاروز در عسل مصنوعی بیش از چهار درصد است.

بهترین شرایط برای نگهداری عسل ،جای خشک و دمای بین 5 تا 25 درجه سانتی گراد است.

عسل را در ظروف شیشه ای و پلاستیکی نگهدارید ، نگهداری عسل در ظروف فلزی سبب عوض شدن طعم و مزه عسل در مدت زمان کوتاهی می شود.


تاريخ : شنبه هشتم خرداد 1389 | 13:57 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
قدیمی ترین آثاری که از انسانهای اولیه بدست آمده اسکلتی بوده در غاری در تانگانیا در افریقا که مربوط به ششصد هزار سال پیش میباشد.
بلند قدر ترین انسان معاصر شخصی بوده بنام روبرت پرشیگ که قد وی 70/2 متر بوده است. این شخص در پانزده ژوئیه 1940 در میشیگان وفات یافت – در حال حاضر شخصی بنام آلبرت یوهان کرامر هلندی دارای قدی معادل 54/2 متر میباشد- بلند قد ترین زن تاریخ خانمی بوده بنام ماریان وهد که 55/2 متر قد داشته وی متولد 1866 بوده است.
پر اولادترین مادران خانمی بوده است بنام فئودور و اسیلت که 29 بار باردار شد و 69 فرزند بدنیا آورد – خانمی بنام بتی هال که 94 سال دارد دو ندیده دارد، تعداد فرزندان و نوه ها و نتیجه های او 256 نفر میباشند.
در 9 ژانویه 1960 خانم آلمانی بنام آمازوگومر 7 قلو زائید (5دختر و 2پسر) – همچنین در 1918 در نیجریه نیز مادری 7 قلو زائید- اولین دوقلوی بهم چسبیده ماری و آلیز چالکورنیت هستند که در 1550 در بیدندن انگلستان متولد شدند و 34 سال عمر کردند – دو قلوهای بهم چسبیده سیامی (چانک و اونک) که در 1811 متولد شدند با دو خواهر (سارا و آدلائید) ازدواج کردند و صاحب 19 فرزند شدند و 17 ژوئیه 1874 در 62 سالگی با فاصله 3 ساعت از همدیگر فوت کردند- عجیب ترین زایمان دو قلو در سال1846 در استراسبورک فرانسه بود که فاصله ما بین دو زایمان 137 روز طول کشید – مادری که رکورد دو قلو زائیدن را شکسته خانمی از اهالی سیسیل است که 11 بار دوقلو زائیده است.
پر وزن ترین نوزاد جهان در سوم ژوئن 1961 در جنوب ترکیه متولد شد و 880/10 کیلوگرم وزن داشت – سبک ترین نوزاد جهان نیز در 1938 در انگلستان بدنیا آمد که فقط 283 گرم وزن داشت.
در هفتم دیماه 1366 نوزادی دو سر که دارای دو قلب چهار ریه دو معده و دو ستون فقرات بود در تهران متولد شد و فقط یک ماه و نیم زنده بود.
عنوان درازترین و سنگین ترین پستاندار همین طور بزرگترین حیوانی که تا بحال ثبت شده متعلق به نهنگ آبی است. درازترین نمونه نهنگ که رکورد آن ثبت شده نهنگ ماده ای است که در جزایر فالکلند در سال 1909 به خشکی آورده شده است درازا و طول این نهنگ حدود 33 متر بوده است.
در سی ام مارس 1947 نیز توسط یک کشتی صید نهنگ در جنوب اقیانوس آتلانتیک نهنگی صید شد که وزن آن 209 تن بود. قلب این نهنگ 700 کیلوگرم و زبان آن 72/4 تن بود بد نیست بدانید که یک نهنگ با اندازه معمولی در طول ماههای تابستان روزانه بیشتر از 3 میلیون کالری مصرف میکند.
در ضمن بلندترین صدا هم مربوط به نهنگ آبی است آنها وقتی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند صدائی تولید میکنند که قدرت آن حدود 188 دسیبل است. این بلند ترین و پرقدرت ترین صدائی است که از یک موجود زنده خارج میشود قدرت و شدت این صدا در حدی است که از 530 مایل دورتر قابل کشف و دریافت است.
درازترین گردن از آن زرافه است که طول گردن آن به 78/5 متر نیز میرسد.
بزرگترین پستاندار خاک زی فیل است که وزن آن تا 5/6 تن میرسد.
کوچکترین پستاندار نیز موشی است بنام دراز پوزه که فقط 4 سانتی متر طول دارد.
سریع السیر ترین حیوان یوزپلنگ است که سرعت آن تا 145 کیلومتر در ساعت رسیده است.
بزرگترین گوشتخوار آبی نهنگ ماهی است (8/19 متر درازا) – و بزرگترین گوشتخوار خشکی خرس قهوه ای آلاسکا است (725 کیلوگرم وزند).
تنها پستاندار پرنده خفاش است.
عجیب ترین پستاندار زمین کانگرو میباشد.
طولانی ترین دوره حاملگی پستانداران در فیل هندی است (2 سال و یکماه) – و کوتاه ترین دوران حاملگی از آن پستانداری است بنام اوپوسوم (12 روز).
بزرگترین پرنده روی زمین شترمرغ است اما قادر به پرواز نیست. نوعی از این پرنده یافت شده که 5/156 کیلوگرم وزند داشته است.
طولانی ترین عمر دربین پرندگان از آن کلاغ است که بیش از صد سال نیز عمر میکند (طوطی نیز تا 73 سال عمر میکند.)
بزرگترین تخم پرندگان متعلق به شتر مرغ است (تا 67/1 کیلوگرم) – و کوچکترین تخم مرغ متعلق به مگس خوار است (14 میلی گرم)
طولانی ترین دوره روی تخم خوابیدن متعلق به مرغابی است (75 تا 82 روز) و کوتاهترین دوره از آن دارکوب میباشد (10روز)
بزرگترین مروارید جهان 116 میلی گرم وزن دارد.
در بین جانوران لاک پشت با بیش از 152 سال بالاترین سن را داشته است – فیل آسیایی 78 سال – خرس و روباه و اسب 50 سال – زنبور طلائی 6 هفته – پروانه 2 ماه – مگس چهار ماه – پشه 6 ماه – زنبور عسل یکسال.
گرانترین گربه جهان گربه ای بوده متعلق به یک بانوی امریکائی که در لندن مبلغ 5880 پوند قیمت گزاری شد.
با اینکه خورشید 000/300/1 مرتبه از زمین بزرگتر است در مقایسه با تعداد زیادی از ستارگان بسیار کوچک میباشد.
فاصله سیارات و ستارگان را در کهکشان به سال نوری اندازه میگیرند و آن عبارتست از 365×24×60×60×300000 کیلومتر – ستارگانی هستند که میلیونها سال نوری از ما فاصله دارند.
اگر بتوانیم در هر دقیقه 300 ستاره در آسمان بشماریم برای شمردن تمام آنها 3500 سال عمر لازم است.
در کهکشان ما یکصد میلیون خورشید وجود دارد و میلیونها منظومه.
هر میلیمتر مکعب خون 7500 گلوبل سفید و 5000000 گلبول قرمز دارد – و هر قطره آب محتوی هزاران جانو زنده است.
از هر ششصد میلیون کرده آسمانی در یکی از آنها امکان زندگی هست با این حساب میلیاردها سیاره مسکونی میباشند که زمین یکی از آنهاست. (از مجموعه سیارات منظومه شمسی فقط کرده زمین مسکونی میباشد)
تاریخ پیدایش زمین را 15 میلیارد سال قبل تخمین میزنند.
محور حرکت وضعی زمین نسبت به خط قائم 23 درجه و 27 دقیقه انحراف دارد، کوچکترین تغییری در این انحراف ایجاد شود باعث بروز اختلالات آب و هوائی و زندگی موجودات و حتی از بین رفتن حیات در کره زمین خواهد شد.
لایه ازن که در جو وجود دارد اشعه ماوراء بنفش خورشید را جذب میکند، از بین رفتن لایه ازن برابر است با از بین رفتن حیات در کره زمین .
 چهارم موجودات روی زمین را حشرات تشکیل میدهند.
در فاصله 8000 سال نوری از زمین کراتی وجود دارند که دارای حجم فشرده شگفت انگیزی میباشند بطوریکه حجم یک قاشق فرضی آنها میلیونها تن وزن خواهد داشت.
اولین علائم رادیوئی که ساکنان زمین از کرات دیگر دریافت کرده اند از کره مریخ بوده است.
جدید ترین سیستم فیلمبرداری پزشکی در کانادا ابداع شده است بنام V1 که تصویرهای گرفته شده از سلولهای بدن را سه بعدی نشان میدهد.
کمپانی توشیبای ژاپن شبکیه مصنوعی چشم ساخته است که مانند شبکیه طبیعی علائم نوری را دریافت میکند اما قادر به تشخیص رنگها نیست.
نخستین ایستگاه فضائی بنام میر (صلح) در 1986 بوسیله روسها در فضا ایجاد شده است.
دورترین جرم فلکی که تاکنون رصد شده است در دب اصغر است که چهارده میلیارد سال نوری با زمین فاصله دارد.
یک کلکسیونر فنلاندی مجسمه لنین را که پس از تحولات شوروی در میدان سرخ مسکو پائین کشیده شد به مبلغ صد هزار دلار خریداری کرد.
بزرگترین آرشیو الکترونیکی ضبط اطلاعات کامپیوتری معادل با 7 گیگا بایت توسط یک کمپانی ژاپنی به بازار عرضه شد.
سرعت حرکت چرخشی زمین به دور خود در استوا 1667 کیلومتر در ساعت است که این سرعت در هر قرن 30 ثانیه کاهش میابد.
برای ساختن مصالح جدید مانند ابر هادی ها ترکیبات بسیار سمی دانشمندان تصمیم گرفته اند از روبوت ها (آدمک های مصنوعی) استفاده کنند.
الکترونیکهای ضد چرت که به بازار عرضه خواهند شد دستگاههای کوچکی هستند که در پشت گوش نصب میشوند و به محض خم شدن سر آزیری را به صدا در می آورند که برای رانندگان بیابانی مناسب است. (قابل توجه کارمندانی که پشت میز چرت میزنند.)
نخستین تلسکوپ برای دریافت علائم موجودات زنده در کرات آسمانی در آرژانتین بکار گرفته شد.(ماه مه1990)
کلینیکی در انگلستان دایر شده که در مقابل دریافت 600 دلار جنس نوزاد را به میل والدین تغییر میدهد. (دسامبر 1991)
در چین ساعتی به بازار عرضه شده است که قاب زیرین آن پوشیده از نوعی خاک کمیاب است که مانند طب سوزنی علاوه بر نشان دادن وقت بعضی از ناراحتیهای معده و عصبی را نیز درمان میکند. (نوامبر 1991)
سیاره زهره دارای آتشفشان فعال میباشد.
آدم آهنی جدید (روبوت) در ژاپن ساخته شده که میتواند بارهای سنگین را بلند کرده و با سرعت 2 کیلومتر در ساعت حرکت کند.
دستگاه جدیدی در ژاپن ساخته شده است که به مچ دست بسته میشود و بوسیله ارتباط با ماهواره ، شخص دارنده آن را در هرجای دنیا که باشد پیج میکند.
ستاره شناسان انگلیسی در منچستر سیاره جدیدی را خارج از منظومه شمسی که در کهکشان (ساجی تریوس) قرار دارد کشف کرده اند و بنام ستاره نیترونی نامیده اند. این نخستین کشف سیاره خارج از منظومه شمسی است (آگوست 1991)
در اوایل سال 2003 میلادی دانشمندان اروپایی با آزمایشات بیولوژیکی توانستند نوزادی شبیه انسان را بوجود آورند، این عمل با اعتراضات شدید مجامع مذهبی و سپس مجامع مختلف انسانی روبرو گردید. اما شبیه سازی بوسیله دانشمندان ادامه دارد.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 | 14:42 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

 

وی در همه ابعاد گوناگون ((زن بودن)) نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

 

وی خود یک امام است.یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ ایده آل برای زن ، یک اسوه ، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.او با طفولیت شگفتش ، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در اندیشه و رفتار و زندگی اش ، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.

نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟ خواستم از بوسوئه تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از مریم سخن می گفت.گفت هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم ، داد سخن داده اند.هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان کرده اند.هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاه شان را بکار گرفته اند.هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران و پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که :

((مریم مادر عیسی است))

 

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز درماندم :

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه دختر محمد (ص) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر حسنین است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر زینب است

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

 

                                                               فاطمه ، فاطمه است.



کتاب ((فاطمه ، فاطمه است)) - نوشته : شهید علی شریعتی



تاريخ : سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 | 17:56 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

 

همشهریان عزیز و گرامی شما میتوانید با كليك بر روي سایت ذیل از وضعیت آب و هوای روستای  گلیرد مطلع شوید!

 http://www.havairan.com/weather/Tehrān/Galīrd



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 | 17:2 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
برخی از افراد در حین مسافرت حتی سفرهای کوتاه، در هنگام  حرکت با وسیله نقلیه پس از مدتی دچار حالت تهوع می گردند که در طب سنی به بیماری حرکت و در بین مردم به ماشین گرفتگی مشهور می باشد.
علت اصلی این امر، وجود اخلاط ناسالم در معده فرد است که با حرکت مداوم، باعث جابجایی اخلاط و ایجاد حالت تهوع و بعضاً استفراغ می گردد، لذا در منابع طب سنتی تاکید می شود که قبل از سفر، فرد یک پاکسازی کلی بدن نموده و بعد عازم سفر شود.

اگر دچار چنین حالتی شدید موارد ذیل توصیه می گردد:

- برای رفع آن خوردن سردی ها مخصوصاً آبغوره مفید می باشد. همچنین خوردن آبی که مقداری آبلیمو داخل آن ریخته باشند خوب است.
- توصیه می گردد در زمان حرکت به گونه ای برنامه ریزی نمایید که هضم  معده شما تمام شده باشد و معده خالی باشد، ولی فرد گرسنه نباشد.
- اگر این حالت نهایتاً منجر به استفراغ شد، مانع آن نشوید.
- تحت فشار ادرار و مدفوع نباشند و قبل از حرکت دفع ادرار و مدفوع صورت گرفته باشد.
- دریا زدگی نیز همانند حالت تهوع در ماشین به علت حرکت مداوم بدن می باشد و همین دستورات کمک کننده است.

بر گرفته از سایت سینای سلامت



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 | 16:59 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
برخی از افراد در حین مسافرت حتی سفرهای کوتاه، در هنگام  حرکت با وسیله نقلیه پس از مدتی دچار حالت تهوع می گردند که در طب سنی به بیماری حرکت و در بین مردم به ماشین گرفتگی مشهور می باشد.
علت اصلی این امر، وجود اخلاط ناسالم در معده فرد است که با حرکت مداوم، باعث جابجایی اخلاط و ایجاد حالت تهوع و بعضاً استفراغ می گردد، لذا در منابع طب سنتی تاکید می شود که قبل از سفر، فرد یک پاکسازی کلی بدن نموده و بعد عازم سفر شود.

اگر دچار چنین حالتی شدید موارد ذیل توصیه می گردد:

- برای رفع آن خوردن سردی ها مخصوصاً آبغوره مفید می باشد. همچنین خوردن آبی که مقداری آبلیمو داخل آن ریخته باشند خوب است.
- توصیه می گردد در زمان حرکت به گونه ای برنامه ریزی نمایید که هضم  معده شما تمام شده باشد و معده خالی باشد، ولی فرد گرسنه نباشد.
- اگر این حالت نهایتاً منجر به استفراغ شد، مانع آن نشوید.
- تحت فشار ادرار و مدفوع نباشند و قبل از حرکت دفع ادرار و مدفوع صورت گرفته باشد.
- دریا زدگی نیز همانند حالت تهوع در ماشین به علت حرکت مداوم بدن می باشد و همین دستورات کمک کننده است.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 | 10:18 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
جشن سوری (چهار شنبه سوری)

از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نیز « جشن سده » برایمان به یادگار مانده است و در باره جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهریورگان » یا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ایرانیان قدیم نماد روشنی ، پاكی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، تندرستی و در پایان بارزترین نماد خداوند در روی زمین بود .

مجموعه ی آیین های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می شود و با آیین سیزده بدر نوروز به سر انجام خود می رسد .
( بهرام فره وشی ، ص 43 )

برخی را باور این است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ی « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازی و سامی است ، پس « چهارشنبه سوری » ارمغانی از سوی تازیان است ، چرا كه همانگونه كه می دانیم ، در ایران باستان هر روزی نامی ویژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامیاد روز و … ) و نشانی از بخش بندی امروزین چهارهفته ایی و نام های آنان به چشم نمی خورد .

اما می بینیم كه در میانه سده چهارم هجری ، از این جشن و چگونگی بر پایی و هنگام آن و نیز دیرینگی اش سخن به میان است . برابر این آگاهی كه در نسک(كتاب) تاریخ بخارای ابوبكر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در میانه سده چهارم هجری ، این جشن با شكوهی بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوری» نامیده می شده است .

چون در روز شماری تازیان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار می رفته شب چهارشنبه ی پایان سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدین گونه می كوشیدند تا نحسی و نا خجستگی چنین شب و روزی را بر كنار كنند . همچنین جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازیان اشاره می كند . منوچهری در این روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد یمنی آن رها شوند .
( عبدالعظیم رضایی ، صص 119 –118 )
 


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پنجم اسفند 1388 | 14:7 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

 طرح ساخت خانه های سنتی در طالقان

طرح کلی خانه شامل یک اتاق ، یک ایوان ویک پستو است ، با مکان هائی که برای نگهداری دام مثل طویله ، انباری وغیره درنظرگرفته اند ، هرخانه یک حیاط کوچک نیزدارد ، درچنددهه اخیر ساختن خانه های دوطبقه نیز معمول شده است ، که البته طبقه زیرین اصطبل ومحل نگهداری دام است .

روندخانه سازی :

1-  بنوره (banowra)  : اولین گام برای احداث مسکن حفر"بنوره" یا جای پی است ، که عمق آن 1 تا5/1 است ، پس ازخاک برداری باسنگ پر کرده  5 تا6 رج سنگ چین می کنند ، تابه سطح زمین برسند ، بعدچندروزی آن رابه حال خودمی گذارند تاخشک شده ونشست کند .

2- پی : برای چیدن پی یادیوارعمارت به اصطلاح "سه بنا " می کنند ، یعنی تارسیدن ارتفاع به حدلازم برای پوشاندن سقف سه باروهربار به فاصله یک هفته  بخشی ازدیوار راچیده فرصتی برای نشست آن درنظرمی گیرند .

3- سقف : پوشش سقف ازچوب است که طی مراحل زیرانجام می شود

1-3- تیربند : به فواصل معین تیرهای چوبی درعرض روی دیوارقرارمی دهند ، سپس دستک (dastak)   که چوب های کوچک وگرداست ، درحدفاصل تیرها درجائی که روی پی قرارگرفته می گذارند ، تاتیردرجای خودمحکم شود .

2-3- هال : درمرحله بعد حدفاصل هرتیر رابا"انجر" (onjor)  یاشاخه درخت بید، تبریزی یا "وزم " (vazm)  که گیاهی کوهی است می پوشانند ، وروی آن رابه قطرچهار انگشت ملاط گل رس می ریزند ، روی ملاط نیز یک لایه خاک خشک ونرم می پاشند ، وبه وسیله بام گردان یا بام غلطان خاک رامی کوبند ، تاسفت شود ، سپس کاهگل می کشند .

3-3- دس گل (dassgel)  : پوششی از"زور" است ، "زور" پهن یاسرگین چهارپایان مثل گاو ، الاغ واسب وقاطر است که نخست آن رابابیل نرم کرده سپس درآب می خیسانند ، ولگدمی کنند وورزمی دهند ، آن راروی کاهگل می کشند ، تاآب نفوذنکند ، ، این بخش ازکاربرعهده زنان است   که سالی یک بار تکرارمی شود  .

4-3- اندودکف ودیواراتاق : دیواراتاق رااول کاهگل می کردند ، سپس خاک سفیدی به نام "گل او "(gelow)  درآب حل کرده باجاروبه دیوار می پاشیدند ، امروزهمین عمل راباگچ انجام می دهند ، اندودکف اتاق نیزمثل پشت بام با "گلکار" ( مخلوط پهن وگل )  است . که این هردونیزازوظایف زنان بوده است .

<<<قابل ذکر است خانه های ساخته شده به سبک مذکور در حال حاضر یا به کلی تخریب و یا در حال تخریب میباشند و ساکنین ان متاسفانه با وام های سرسام آور و دید مد گرایی به سوی خانه های طرح جدید روی آورده و با کمال تاسف این سبک زندگی را زندگی دوران باستان میدانند ولی به نظر شخصی من بوی گاه گل و خانه گلی به تمام تجملات فعلی می ارزد البته این سخن نمیتواند نقض کننده پیشرفت و غیره باشد.>>> 

 



تاريخ : دوشنبه سوم اسفند 1388 | 13:59 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
ویژگی ها 
1. تقوا و خود سازی

چنانکه گذشت ایشان در نوجوانی به میدان خودسازی گام نهاد، و در فراگیری علوم و تزکیه نفس چنان جدی بوده و هستند که گویا کاری غیر از آن ندارند، و همواره در آموزش های اخلاقی بر این نکته اصرار دارند که تلاشی پیگیر و ریاضتی فراگیر لازم است تا انسان در جبهه ستیز با رذیلتهای اخلاقی و در جهاد اکبر با هواهای نفسانی، سر بلند و پیروز گردیده و به سازندگی خویش بپردازد، و همواره معتقد به لزوم همپایی دانش و اخلاق بوده و مؤکداً به خطر جدایی علم و تزکیه هشدار می‌دهند و زیان عالم غیر مهذّب و دانش بدون تزکیه را از هر ضرر و زیان دیگری بیشتر می‌دانند.
آن بزرگوار، انسان مخلص و مشتاقی است که در همه حال عقربه زندگی و حیات خوی را به سوی خدا چرخانده، و کوشیده است تا پیوسته در حوزه جاذبه الهی قرار گرفته و به همه چیز و همه کس با دید خداخواهی بنگرد.
یکی از مجتهدان بزرگ در این باره گفته است:
« ایشان را نمی شود گفت آدم با تقوایی است، بلکه ایشان عین تقوا و مجسمه تقواست. »

آیت الله شیخ جواد کربلایی می گوید:
« یکی از آقایان که کم و بیش از حالات ایشان مطلع و از هواداران ایشان نیز بودند می گفت: آقا هر شب یا غالب اوقات وقت خود را به خلوت و فکر در مجاری معارف الهی می گذرانند، و هیچ گاه حاضر نبودند که وقت خود را به باطل بگذرانند و در محافل بیهوده شرکت کنند، و کاملاً در مقام احتراز از صحبتهای بیهوده بوده و وقت رفتن به درس و یا تشرف به زیارت حضرت امیر- روحی فداه- عبایش را بر سر کشیده و بدون التفات و توجه به کسی می رفتند، که چند بار خودم نیز مشاهده کردم... ایشان کاملاً کتوم هستند مخصوصاً درباره حالات شخص خودشان، و همچنین درباره بیان الطاف خاصه ای که حق تعالی به ایشان مرحمت فرموده کتوم هستند. »

2. زهد و ساده زیستی

اولیای خدا بر خلاف عموم مردم که به ظاهر دنیا چشم دوخته اند و سرگرم آن هستند، همواره به حقیقت دنیا می نگرند، و به فردای خویش می پردازند و بدینسان هماره از قید مطامع گریخته و با صفای قناعت و ساده زیستی، روحی سرشار از معنویت را به دست می آورند، در حالی که مردم در انبوه ظلمت های غفلت و تشریفات زندگانی و آزمندیهای آن غرق و سرگردانند.
آیت الله بهجت نیز از این دسته اولیای خدا می باشد. ایشان زاهد عارفی است که پیوسته بی رغبت به دنیا و آزاده و بی تکلف زیسته است، آن بزرگوار از برجسته ترین چهره های زاهد و وارسته زمان ماست که چنان در جاذبه معنویات قرار گرفته و به حقیقت و باطن دنیا توجه داشته که ذره ای به تعلقات و مادیات آلوده نگشته و از هر چه رنگ تعلق پذیرفته آزاد بوده است. او نه تنها چنین اندیشیده و از دنیا و مظاهرش گریزان بوده بلکه در عمل و زندگانی معیشتی نیز در همین راستا حرکت کرده است.
زندگی ساده او در خانه ای قدیمی و محقر در قم، و مقاومت ایشان در برابر خواسته های مکررعلما و مردم برای تعویض خانه، گواهی صادق بر روح بزرگ و زاهدانه این پیر فرزانه است.

آیت الله مصباح در مورد زهد و ساده زیستی ایشان می گوید:
« آیت الله بهجت منزلی جنب مدرسه حجتیه اجاره کرده بودند، و بعد تغییر منزل دادند و در اوائل خیابان چهار مردان فعلی یک خانه ای اجاره کرده بودند که ظاهراً دو اتاق بیشتر نداشت، و در وسط آن اتاقی که ما خدمت ایشان می رسیدیم پرده ای کشیده شده بود که پشتش خانواده شان زندگی می کردند و ما این طرف پرده می نشستیم و از حضور ایشان بهره مند می شدیم. زندگی بسیار ساده و دور از هر گونه تکلف و توأم با یک عالم نورانیت و معنویت...

الان نیز خانه ایشان ظرفیت اینکه تعداد زیادی در آن اجتماع بکنند ندارد، و دو سه اتاق کوچک دارد با همان گلیمهایی که از چهل- پنجاه سال پیش داشتند. بعد از مرجعیت نیز منزلشان هیچ تغییری نکرده، لذا جای پذیرایی و ملاقات از بازدید کنندگان کم است، از این رو در اعیاد و ایام سوگواری در مسجد فاطمیه جلوس می فرمایند، و کسانی که می خواهند ایشان را زیارت کنند آنجا خدمتشان می رسند. »

آیت الله مسعودی نیز می گوید:
« بارها آمدند برای ایشان خانه بخرند قبول نکردند، من خودم چند مرتبه به ایشان گفتم: آقا! این منزل خراب است، از نظر وضع شرعی هم معلوم نیست آدم بتواند اینجا زندگی کند. اصلاً توجهی نکردند. »

با تشکر از سایت شهید آوینی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 | 11:7 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

نوروز

ديباچه
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

 با تشکر از مطالب ارزنده دکتر روح الامینی



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم بهمن 1388 | 9:32 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

 كنفوسيوس

اگر با يك تاريكي مواجه شديد آن را لعن و نفرين نكنيد، بلكه سعي كنيد شمعي روشن كنيد تا قسمت كوچكي از آن تاريكي را روشن كرده باشيد.

لرد آويبوري

روزگار نسبت به كسي كه بداند وقت خود را چگونه مصرف كند فوق العاده مهربان است.

گوستاو لوبون

اراده هاي ضعيف همواره بصورت حرف و گفتار خود نمايي مي كند، ليكن اراده هاي قوي جز در لباس عمل و كردار ظهور نمي يابند.

نقل قول از ويكتور هو گو

از ويكتور هوگو پرسيدند: «براي موفقيت در زندگي از سه عامل پول، كار يا عقل كداميك موءثر ترند؟»

او جواب داد: «فرض كنيد روي سه چرخه ايي سواريد. كدام چرخ براي شما اهميتش بيشتر است؟»

امام رضا (ع)

 پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد:

- كسي كه در نهادش اعتماد نبيني.    

- كسي كه در سرشتـش كرم نيابي.

- كسي كه در آفرينشـش استـواري نبيني.

- كسي كه در نفسش نجابت نيابي.

- كسي كه از خدايش ترسناك نباشد.

مولانا

 گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگر كسي اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب)

وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا)

اگر مي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه، مثل عشق خدائي)

امام علي (ع)

 هرگاه از چيزي مي ترسي (با سنجش همه جانبه كار) خويش را در آن بيفكن. پس همانا سختي ترس از آن، سخت تر و بزرگتر از افتادن در آن است.

 



تاريخ : چهارشنبه دوم دی 1388 | 17:20 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

تعزیه یا شبیه‌خوانى در اصل نمایشى است برپایه قصه‌ها و روایات مربوط به زندگى و مصائب خاندان پیامبر اسلام و بخصوص وقایع ماه محرم سال 61 هجرى در کربلا براى امام حسین (ع) و خاندانش. ابتدا دسته‌هایى وجود داشتند که از برابر تماشاچیان مى‌گذشتند و با سینه زدن، زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه‌ها و علم‌ها و نیز هم‌آوازى و هم‌سرایى در خواندن نوحه، ماجراى کربلا را به مردم یادآورى مى‌کردند. در مرحله بعد آوازها کمتر شد و نشانه‌ها بیشتر و یکى دو واقعه‌خوان ماجراى کربلا را نقل مى‌کردند و سنج و طبل و نوجه آنها را همراهى مى‌کرد. چندى بعد، تعدادى از نقالان، چند شبیه یا لباس‌هاى نزدیک به واقعیت، شبیه‌سازى مصائب خود را شرح مى‌دادند. در مرحله بعد، شبیه‌ها با هم گفت و شنید مى‌کردند. بعد بازیگران پدید آمدند. در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهائى خود را طى کرده و به شکلى که مى‌شناسیم در آمد.بدلیل حفظ حرمت، فقط مردان در این دسته‌ها حضور مى‌یافتند و نقش زنان را جوانان کم سال بازى مى‌کردند.

در ابتداى دوره قاجاریه، تعزیه، بدلیل حمایت شاهان و طبقه مرفه جدید بازرگان و سیاسی، دامنه‌دار تر شد. بعدها در نمایش‌خانه‌هاى موقت بنام تکیه یا حسینیه این نمایش‌ها اجرا مى‌شدند. تاریخ دقیق ساختمان یکى از این تکیه‌هاى ثابت یعنى تکیه نوروزخان، 1177 ه.ش ، مقارن اوایل سال‌هاى سلطنت فتحعلى‌شاه است. در نخستین مراحل تعزیه، بسیارى از نقالان مذهبى و غیرمذهبى به بازى در آن پرداختند. به این ترتیب تعزیه از مایه و سبک نقالى تاثیر گرفت. تعزیه در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار به اوج خود شکوه و توسعه خود رسید. ساختمان مدور تکیه دولت در چهار طبقه، مجلل‌ترین نمایش‌خانه‌هاى تعزیه بوده است. همینطور مى‌توان از تکیه شاهی، تکیه ولى‌خان، سپهسالار، تکیه قورخانه، تکیه سرچشمه، تکیه عزت‌الدوله، تکیه نوروزخان، تکیه چهل تن، تکیه سید ناصرالدین‌و ... یاد کرد.

متن تعزیه یا تعزیه‌نامه، اغلب به شعر بود و شعر تعزیه عامیانه بود. زمینه شعرى تعزیه را رسم مرثیه‌سرایى ایجاد مى‌کرد و وقایع و داستانش را اساطیر و حماسه‌هاى مذهبى که از طریق نقالى مذهبى به او رسیده بود، تشکیل مى‌داد. از اوایل دوره ناصرالدین‌شاه نوعى مقدمه به تعزیه اضافه شد که پیش‌واقعه خوانده مى‌شد. کم‌کم شکلى از تعزیه با رنگ هزل و مضحکه و مسخره بوجود آمده که ”گوشه“ نام گرفت، گوشه تعزیه نامه‌اى بود تفننى و فکاهى که افراد آن اشخاص اساطیر مذهبى اسلامى بودند. هر تعزیه‌نامه کامل را یک مجلس یا دستگاه مى‌گفتند و به اشخاص بازى شبیه گفته مى‌شد. به کارگردان نیز تعزیه‌گردان یا شبیه‌گردان یا استاد مى‌گفتند. پس از دوره ناصرالدین‌شاه از اهمیت و جلال تعزیه کم‌کم کاسته شد، اما عمومیت آن محفوظ ماند. در دوره محمدشاه و احمدشاه ، تعزیه تدریجا حمایت اشراف را از دست داد. در تعزیه موسیقى جایگاه مهمى داشت و تعدادى سنت در موسیقى از طریق اجراى تعزیه بوجود آمد. یکى از ازرش‌هاى نمایشى آوازهاى تعزیه در آن بود که قطعه‌ها و مقام‌هاى موسیقى با موضوع و شخص انطباق مى‌یافت.دسته‌هاى نوازنده موسیقى در هیئت‌هاى هفت یا هشت نفرى قرار مى‌گرفتند و سازها عبارت بود از شیپور، نی، قره‌نی، طبل، دهل، کرنا و سنج.

اثر چندین عامل موسیقایی را می توان در موسیقی تعزیه یافت که مهم ترین آنها تقسیمات موسیقی ایرانی است که اجزای اصلی آوازهای تعزیه را شکل می دهد. در اکثر شهرها برای شبیه سازی ، ردیف خاصی را سرمشق قرار می دهند.

مثل شبیه سازی حضرت عباس = چهارگاه ، حر = عراق .

آوازهای دشتی و شوشتری ، بیشترین کاربرد را در آوازهای مذهبی و تعزیه دارند. در بین آنها موسیقی ای که در مناطق مختلف ایران اجرا می شود نقش مهمی در تعزیه دارد. در کنار تعزیه هایی که در مناطق مرکزی و قسمتی از پایتخت اجرا می شود ، تعزیه در فارس ، گیلان ، مازندران ، آذربایجان ، لرستان و کرمانشاه و بوشهر به وسیله آوازهای محلی در کنار تقسیمات موسیقایی ایرانی همراهی می شود. هر کسی می تواند به راحتی حضور موسیقی سنتی ایرانی را در اکثر تعزیه ها در شکل آواز یا موسیقی دستگاهی تعزیه که به وسیله آلات موسیقی چون بوق و نی و کرنا و ... اجرا می شود ، تشخیص دهد.

***

سوگ‌ها و عزاهاى ملى و مذهبى ،استان چهارمحال وبختیارى :

مراسم سوگوارى در میان بختیارى‌ها اهمیت خاصى دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازى برگزار مى‌شود که محتملاً نشانه?‌انس و الفت و همبستگى عمیقى است که میان آن‌ها وجود دارد. این اهمیت هم در عزادارى‌هاى مذهبى و هم در عزادارى‌هاى خصوصى به بارزترین شکل مشهود است. عزادارى براى ائمه? اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران باشکوه برگزار مى‌شود. شیوه? اجراى مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دسته‌هاى زنجیرزنى، سینه‌زنى و حضور در مراسم مساجد و تکایا و گوش دادن به سخنان وعاظ از جمله جلوه‌هاى برگزارى اینگونه مراسم است.

عزادارى و تعزیه‌خوانى، استان مازندران :

عزادارى و تعزیه‌خوانى در روستاى میخسار کجور معروف است. رونق و اوج آن در ده روز اول محرم است. اهالى از نقاط مختلف و شهرستان‌هاى دیگر به زادگاه خود مى‌آیند تا در مراسم سوگوارى شرکت کنند. مرثیه‌خوان‌ها نیز که خود بومى هستند، در این مراسم شرکت مى‌کنند. کسانى هم که نذر دارند به ترتیب نوبت، یا ناهار یا شام نذرى در مسجد روستا احسان مى‌‌کنند. سابقاً مراسم تعزیه‌خوانى و شبیه‌خوانى حوادث کربلا رواج داشت و انواع لباس، سپر، کلاه‌خود و زره جمع‌آورى و نگهدارى مى‌شد. گاهى نیز از طالقان و قزوین براى تعزیه‌خوانى به میخسار مى‌آمدند. اکثر شب‌ها، به شکل و حالت ایستاده و با خواندن مرثیه‌هاى ضربى و آهنگین سینه مى‌زدند. عمل این حلقه ایستاده را که مى‌چرخید، «جوش زدن» مى‌نامیدند، یک نفر در وسط حلقه، حفظ هماهنگى و نظم را به عهده داشت تا آهنگ سینه‌زنى را تنظیم کند. معمولاً انبوه سینه‌زن‌ها تلاش مى‌کردند با ابراز احساسات در میان مردم کسب اعتبار کرده و به ثواب اخروى برسند. ظهر عاشورا یا روز دهم محرم که مراسم سینه‌زنى به اوج خود مى‌رسید، اسبى را با پارچه‌اى سفید که تمامى آن با ماده‌اى قرمز، به نشان محل خونفشان تیرهاى اشقیا رنگ شده بود و همچین با پارچه‌اى رنگین و شمشیر و چکمه مى‌آراستند و به شکل ذوالجناح در مى‌آوردند و در روستا مى‌گرداندند. مرثیه‌خوان‌ها پیشاپیش ذوالجناح در کوچه‌هاى روستا راه مى‌افتادند و از هر خانه‌‌اى پول، قند، ‌ چاى و نبات جمع مى‌‌کردند؛ تا از این رهگذر، هم زحمات کسانى که در این ده روز مرثیه و نوحه خوانده بودند، جبران شود و هم قند و چاى کافى براى مراسم بعدى مسجد محل تأمین گردد. این مراسم که با شرکت‌تمامى اهالى و همراه با علم و کتل و اسب ذوالجناح انجام مى‌گرفت، مرثیه? بسیار معروفى دارد که براى همه? افراد آن مرز و بوم آشنا و خاطره‌انگیز است.

برگرفته از سایت تبیان

 



تاريخ : چهارشنبه دوم دی 1388 | 8:47 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
 
قیام مختار ثقفی:
نام : مختار, نام پدر: ابو عبید ثقفی , قبیله اش ثقیف , كنیه اش ابو اسحاق است . لقب مختار كیسان می باشد. و فرقه كیسانیه به مختار منسوب هستند. مختار معتقد به امامت ائمه معصومین (ع ) است و این گروه , پس از مختار, خود را به او منسوب كرده اند.
مختار در سال اول هجرت متولد شد و جنگجوئی شجاع بود. او به همراه پدرش , در سیزده سالگی در یكی از جنگ ها شركت كرد. مختار مردی عابد و زاهد بود. پدر او در یكی از جنگها به شهادت رسید و تحت سرپرستی عمویش سعد قرار گرفت . خانواده او به سرپرستی عمویش به كوفه هجرت كردند. علی (ع ) كوفه را مركز خلافت قرار داد. آن حضرت عموی مختار را استاندار مدائن كرد و مختار نیز در كنار عمویش در آن جا ساكن شد. مختار پس از شهادت علی (ع ) به بصره رفت و مدتی در آنجا ماند. پس از مدتی دوباره به كوفه آمد. وقتی كه مسلم بن عقیل از سوی امام حسین (ع ) به كوفه رفت , در منزل مختار سكونت كرد و به خاطر همكاری با مسلم بن عقیل به زندان انداخته شد.
عبدالله عمر خواهر مختار, صفیه را به زنی گرفت و به این ترتیب مختار فامیل عبدالله بن عمر شد. مختار در زمان وقوع حادثه كربلا در كوفه زندانی بود. خاندان مختار از شیعیان مخلص اهلبیت (ع ) بودند. عموی مختار سعد بن مسعود ثقفی صحابه پیامبر و از شخصیتهای بزرگ اسلامی بشمار می رفت . عمویش در همه ی مراحل در كنار علی (ع ) بود. حضرت امام باقر(ع ) توجه خاصی به مختار داشت . روزی به پسر مختار فرمود: خداوند پدرت را رحمت كند, او حق ما را گرفت , قاتلین ما را كشت و به خونخواهی ما قیام كرد. امام صادق (ع ) فرمود: پس از حادثه كربلا, هیچ بانوئی از بانوان خاندان ما, خود را آرایش نكرد تا آنكه مختار سر عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد را برای ما به مدینه فرستاد. میثم تمار و مختار هر دو در كوفه زندانی بودند. روزی میثم به مختار گفت : تو از زندان آزاد می شوی و این عبیدالله ستمگر را می كشی و پای خود را روی صورت او می گذاری . میثم و مختار هر دو به اعدام محكوم شدند ولی مختار به وساطت عبدالله بن عمر كه شوهر خواهرش بود از اعدام و زندان نجات یافت . این , خلاصه ای است درباره خود مختار.

خروج مختار:
مقدمات قیام , قبلا" آماده شده بود و نیروهای انقلابی در آمادگی كامل بسر می بردند. هنگام غروب , ابراهیم اشتر كه مرد شماره ی 2 انقلاب بود, بالای مناره ی مسجد رفت و اذان گفت . نیروهای وفادار به انقلاب به سوی مسجد روان شدند و پشت سر ابراهیم اشتر, فرمانده نیروهای جنگی مختار, نماز خواندند. پس از نماز به دستور ابراهیم اشتر, جمعیت حاضر در مسجد، با هم به سوی خانه مختار, فرمانده كل نیروهای انقلابی , حركت كردند. رئیس شهربانی كوفه خود را به سرعت به استاندار رساند و به او گفت : به زودی مختار قیام خواهد كرد, باید مراقب باشی . استاندار كوفه عبدالله بن مطیع بود كه از سوی عبدالله بن زبیر نصب شده بود. روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول سال 66 هجری قمری از سوی عبدالله بن مطیع در كوفه حكومت نظامی برقرار شد. رئیس شهربانی به همه ی نقاط حساس و مهم كوفه , نیروی نظامی اعزام كرد و مراكز مهم نظامی تحت مراقبت شدید قرار گرفت . از سوی استاندار عبدالرحمن بن سعید مأمور حفظ میدان سبیع شد, كعب بن ابی كعب مأمور كنترل میدان بشر گردید, شمر بن ذی الجوش مراقب میدان سالم بود, عبدالله بن مخنف مسؤول حفظ میدان صائدین شد, ابو حوشب مسؤول كنترل میدان مراد شد و ثبث بن ربعی به خارج شهر به نقطه ای به نام شوره زار اعزام شد. این مسؤولان هر كدام نیروهای جنگی ورزیده ای در اختیار داشتند و به این ترتیب همه جای كوفه تحت كنترل اینها درآمد. ابراهیم اشتر همچنان به طرف خانه مختار در حركت بود و او می دید كه شهر در كنترل نیروهای استاندار است ولی بدون هیچگونه ترس به این عمل خود ادامه داد. حمید بن مسلم می گوید: شب سه شنبه بود كه به طرف خانه مختار حركت كردیم . به خانه عمرو بن حریث رسیدیم , تعداد ما در حدود یكصد نفر بود, همه مسلح بودیم , شمشیرهایمان زیر لباسمان بود, زره هم پوشیده بودیم . حركت كردیم تا به خانه سعید بن قیس رسیدیم , از آن خانه هم گذشتیم تا به خانه اسامه رسیدیم . ما به طرف باب الفیل پیش رفتیم تا به خانه مختار برسیم . ما درست به سوی قلب دشمن می رفتیم . همچنان به پیش می رفتیم كه ناگهان فرمانده نیروهای دشمن راه را بر ما بست و گفت : چه كاره اید؟ كجا می روید؟ ابراهیم گفت : من ابراهیم هستم فرزند اشتر. رئیس پلیس گفت : این افراد مسلح كیستند؟ شما مشكوك هستید و نمی گذارم بروید. ابراهیم گفت : ای .... برو كنار. رئیس پلیس گفت : هرگز نمی شود. مردی پشت سر رئیس پلیس بود به نام ابوقطن و ابراهیم با او سابقه ی دوستی داشت . ابراهیم به او گفت : ای ابا قطن بیا جلو. او فكر كرد كه ابراهیم می خواهد از او بخواهد كه این رئیس مانع حركت ما نشود. ابو قطن جلو آمد و ابراهیم ناگهان نیزه او را گرفت و گفت : عجب نیزه ای است ها؟! ناگهان نیزه را در گلوی رئیس پلیس فرو برد و او را از پا درآورد و همراهان ابراهیم سر او را از بدن جدا كردند. نیروهای تحت فرماندهی رئیس پلیس وقتی اوضاع را چنین دیدند صحنه را ترك كردند. برخی از آن نیروها این جریان را به اطلاع استاندارد كوفه رساندند.
ابن مطیع پسر رئیس پلیس را رئیس پلیس كرد. ما رفتیم تا به خانه مختار رسیدیم و جریان را به او گفتیم . ابراهیم به مختار گفت : باید همین امشب برنامه را شروع می كنیم و مختار گفت : خداوند تو را به خیر و خوبی مژده بدهد. در همان شب , قیام رسما" اعلام شد. عملیات قیام در سه مرحله خلاصه می شد: الف . آزادسازی كوفه ب . سركوب ضد انقلاب داخلی ج . آماده سازی نیروی كافی برای جنگ با نیروهای شام .
فرمان قیام مختار رسما" فرمان قیام را صادر كرد و مسؤولیت هر یك از فرماندهان مشخص شد. وضع شهر كوفه غیرعادی است , آثار تشنج در همه جا پیداست . فریاد »یا لثارات الحسین « به گوش می رسد. خود مختار لباس رزم بر تن كرد. مردم از هر سو به انقلابیون می پیوستند. گاهی در مدخل شهر درگیری پیش می آید. ثیث بن ربعی نزد استاندار رفت و او را به جنگ تشویق كرد. مختار دستور داد نیروهای انقلابی بیرون بریزند و حركت كنند. نیروهای انقلابی گروه گروه به محله دیرهند آمدند و زیر پرچم مختار و ابراهیم قرار گرفتند. برخی از رؤسای قبایل اطراف داخل كوفه شدند و خود را به نیروهای مختار رساندند. اكثر مردم عراق آن زمانها ایرانی بودند. ایرانیان نیز به مختار و ابراهیم پیوستند. صبح شد, رهبر قیام مختار جلو ایستاد و نماز را به جماعت اقامه كرد. از سوی استاندار كوفه منادی ندا داد: ای مردم كوفه هر كس امشب به مسجد كوفه نیاید خونش هدر است . جمعیت زیادی به مسجد رفتند. ابن مطیع تعدادی از سران قبال كوفه را مأموریت داد تا هر كدام گروهی را فرماندهی كنند. ابن مطیع بیشتر سران و فرماندهان خود را از قاتلین كربلا انتخاب كرد و نیروهای خود را به این صورت سازماندهی كرد:
1. شبث بن ربعی به فرماندهی چهار هزرا نفر انتخاب شد.
2. راشد, رئیس پلیس , به فرماندهی چهار هزار نفر,
3. شداد بن ابیجر به فرماندهی سه هزار نفر,
4. عكرمه بن ربعی به فرماندهی سه هزار نفر
5. عبدالرحمن بن سوید به فرماندهی سه هزار نفر.
مختار ابراهیم اشتر را با 900 پیاده نظام و نعیم بن هبیره را با 900 نفر به طرف مقر فرماندهی دشمن روانه كرد. مختار به آنان گفت : بروید, با دشمن روبرو شوید, هنگامی كه به دشمن رسیدید با نیروهای پیاده درگیر شوید و حمله را شروع كنید. مواظب باشید هدف تیراندازان قرار نگیرد. مختار تأكید كرد: به مقر خود باز نگردید تا پیروز شوید یا همه كشته شوید. این 1800 نفر به جنگ راشد رفتند كه چهارهزار نفر نیرو در اختیار داشت .
مختار یزید بن انس را با 900 نفر به سوی نیروهای شبث بن ربعی فرستاد كه چهار هزار نفر بودند. نیروهای مختار و ابن مطیع با هم درگیر شدند. درگیریها در همه جبهه ها به شدت ادامه یافت و آخر سر نیروهای استاندار كوفه شكست خوردند و خود استاندار شبانه به صورت مخفی و در لباس زنانه از قصر فرار كرد و به این ترتیب كوفه تسخیر شد و بسیاری از نیروهای غیرانقلابی و ضدانقلابی به نیروهای مختار پیوستند. مختار در كوفه یك حكومت شیعی انقلابی تشكیل داد. تشكیل این حكومت بر اساس مكتب اهلبیت و با اجازه ی آنان صورت گرفت . روز جمعه بود, همه در نماز جمعه حاضر شدند.
مختار در خطبه های نماز جمعه گفت : ای مردم كوفه ! من از جانب اهلبیت پیامبر مأموریت یافته ام تا به خونخواهی امام مظلوم حسین به علی و شهدای كربلا قیام كنم و انتقام خون آن گلگون كفنان را بگیرم و تا آخرین نفس این هدف را تعقیب خواهم كرد. پس از سخنرانی مردم گروه گروه با مختار بیعت كردند. مختار پس از تصرف كوفه و عادی شدن اوضاع به سازماندهی نیروهای انقلابی پرداخت . ابراهیم بن اشتر نخعی را فرمانده كل نیروهای مسلح كرد, عبدالله بن كامل را رئیس كل شهربانی كرد و ابو عمره ی كیانی را هم فرمانده گارد مخصوص كرد. پس از این , عبدالله بن حارث نخعی را استاندار ارمنیه , محمد بن عمیر را استاندار آذربایجان , عبدالرحمن بن سعید را استاندار موصل , اسحاق بن مسعود را استاندار مدائن , قدامه بن ابی عیسی را فرماندار بهقباد بالا, محمد بن كعب را فرماندار بهقباد میانی , حبیب بن منفذ را فرماندار بهقباد پایینی و سعید بن حذیفه را استاندار حلوان كرد. مختار پس از تسلط بر اوضاع خودش قضاوت می كرد و از صبح تا غروب قضاوت می كرد و بعد از مدتی عبدالله بن مالك را قاضی قرار داد. روزها و شب ها می گذشت و در این میان نیروهای ضدانقلابی مخفیانه خود را سازماندهی می كردند. پس از آنكه قوت یافتند, ناگهان وضع كوفه را به هم زدند. جنگ در كوفه آغاز شد و بسیار خطرناك گردید. مختار در محاصره قرار گرفت . ابراهیم اشتر به كوفه بازگشت و این امر روحیه ی دشمن را ضعیف و در پایان به شكست دچار ساخت . این بار پانصد نفر از ضدانقلاب ها اسیر شدند. این اسیران دست بسته به مقر مختار آورده شدند. آنان را از مقابل مختار عبور می دادند و در میان آنان هر كس كه در حادثه كربلا دست داشت , مجازات می شد. از میان این پانصد نفر, 248 نفر از عوامل حادثه كربلا بودند. فرمان اعدام این 248 نفر صادر شد. همه را گردن زدند.
پس از این ماجرا آنان كه در قتل امام حسین (ع ) دست داشتند مخفی شدند. مختار فرمان داد, قاتلان امام حسین را تعقیب كنید. در پی این فرمان عملیات تعقیب و دستگیری قاتلان كربلا شروع شد. ده نفر از قاتلان حادثه كربلا كه بر بدن امام حسین اسب تاخته بودند دستگیر و به پشت خوابانده شدند. آنان را به زمین میخ كوب كردند و اسب ها را با نعل آنقدر بر آنان تاختند كه به هلاكت رسیدند. شمر شتر امام حسین را كه مخصوص امام حسین بود, به عنوان غنیمت به كوفه آورده و آن را به شكرانه كشتن امام حسین ذبح كرده و بین دشمنان اهلبیت تقسیم كرده بود. به دستور مختار آن خانه ها شناسائی شدند و خراب كردند و كسانی را كه با آگاهی از گوشت آن شتر خورده بودند, اعدام كردند.
به روایتی شمر بن ذی الجوشن در حال فرار زخمی و اسیر شد. مختار دستور داد او را گردن زدند و بعد بدن او را در روغن جوشان افكندند. بجدل بن سلیم كه انگشتر امام را از دست امام در آورده و غارت كرده بود, دستگیر شد. مختار دستور داد انگشتانش را قطع كردند, دو پایش را هم قطع كردند و در همان حال مرد. خولی كه سر امام حسین را به كوفه برده بود, دستگیر شد. مختار دستور داد كه او را در مقابل خانه اش كشتند و جسدش را آتش زدند. سنان بن انس كه روز عاشورا بر بدن امام حسین نیزه می زد و می توان گفت كه یكی از قاتلان اصلی امام حسین است , دستگیر شد. او را دست بسته نزد مختار آوردند. مختار دستور داد: اول انگشتان او را ببرید, سپس دو دستش را, سپس دو پایش را و زنده زنده داخل روغن جوشان بیندازید.
حكیم بن طفیل كه امام را با تیر می زد و قاتل حضرت عباس است , دستگیر شد و نیروهای انقلابی خودشان او را تیرباران كردند چون ترسیدند كه عدی از مختار عفو او را بخواهد. حرمله كه علی اصغر را كشته بود, دستگیر و نزد مختار آورده شد, مختار دستور داد اول دو دست او را قطع كردند, سپس دستور داد دو پایش را هم بریدند و پس از آن او را آتش زدند و به این ترتیب قاتلان امام حسین هم كیفر خود را دیدند.
برای آگاهی كامل , به كتاب »ماهیت قیام مختار بن ابی عبید« نوشته سید ابو فاضل اردكانی , از انتشارات مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی , مراجعه شود. این توضیح مختصر, از این كتاب برداشته شده است .
باتنشکر از سایت تبیان


تاريخ : دوشنبه سی ام آذر 1388 | 8:50 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
ابی مخنف
یزید، سرمست از پیروزی‏ها و موفقیت‏ها، روزی با جمعی از لشکریان و هواداران خود، به قصد شکار، عازم صحرا گردید. آنان به مسافت دو روز راه را طی کرده و از دمشق فاصله گرفته بودند که ناگهان آهویی ظاهر گردید. یزید جهت نشان دادن شجاعت خویش به سپاهیان خود گفت: کسی به دنبال من نیاید من آهو را شکار خواهم کرد. آهو او را کم‏کم به یک وادی هولناک و درّه مخوف کشاند. تشنگی بر یزید غلبه کرد، در این هنگام چشمش به فردی افتاد که کوزه آبی در دست دارد. از او آب مطالبه کرد، آن مرد وقتی از هویتش پرسید، گفت: من یزید بن معاویه هستم. آن مرد خواست یزید را بکشد، یزید به سرعت پا به فرار گذاشت، ناگهان پای او در رکاب اسب گیر کرد و اسب به سرعت دوید و سر و صورت او را به زمین کوباند و به جهنم واصل کرد.
هلاکت ابن زیاد
ابن زیاد پس از قیام مختار به سوی بصره فرار نمود و از آن جا به شام رفت و در جنگی با ابراهیم فرزند مالک اشتر اسیر شد. ابن زیاد را به نزد ابراهیم آوردند، دست و پاهای او را محکم بستند. ابراهیم دستور داد آتشی روشن کردند، او خنجر خود را از کمر کشید و تکّه تکّه گوشت ران ابن زیاد را می‏برید و می‏پخت. [و به خوردش می‏داد [سپس سر او را گوش تا گوش با خنجر خود برید و جسد پلید او را به آتش افکند.
سنان جنایت کار
وقتی سنان بن اَنَس را نزد ابراهیم پسر مالک اشتر آوردند، ابراهیم به او گفت: وای بر تو! آیا می‏توانی بگویی در کربلا و روز عاشورا چه کاری انجام دادی؟سنان گفت: تکه‏ای از زیر لباس امام حسین علیه‏السلام را گرفته‏ام.
ابراهیم شروع به گریه نمود و دستور داد گوشت ران او را قطعه قطعه کنند، هنگامی که مُشرِف به مرگ گردید، ابراهیم او را از گوش تا بنا گوش سر برید و جسد پلید او را سوزاند.
سرنوشت شوم حرمله
وقتی حرمله را نزد مختار آوردند رو به حرمله کرد و گفت: وای بر تو باد! آیا آنچه در کربلا انجام داده بودی، کافی نبود تا این که طفل صغیر و معصوم امام علیه‏السلام را نیز کشتی و با خدنگ تیر خود او را ذبح نمودی؟ آیا نمی‏دانستی او فرزند رسول خداست؟ سپس مختار دستور داد، او را در مقابل تیرهای زهرآگین قرار دادند و آن قدر تیر زدند تا کشته شد. در روایت دیگر آمده، مختار نخست دست‏ها و پاهای حرمله را قطع کرد و سپس آهنی در آتش گداختند تا کاملاً سرخ گردید، آن میله را در گردن او قرار داد و گوشت گردن او در آتش می‏سوخت.
هلاکت عمر سعد
وقتی عمر سعد را نزد مختار آوردند، مختار رو به او کرد و گفت: آیا طفل شیر خوار حسین را تو کشتی؟ خداوند روی ترا سیاه کند، آیا تو عهد و پیمان رسالت و حقوق اخوت را نگه داشتی؟ سپس پرسید: وقتی امام علیه‏السلام در سرزمین کربلا به رو افتاده بود چه گفت؟ عمر سعد گفت: امام فرمود: خدایا! غلام ثقفی را بر آنان مسلّط ساز تا خون‏های آنان را بریزد. مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند.
حُصَین بن نُمَیر
حُصَین بن نُمَیر کسی بود که بر بدن‏های مطهرْ اسب دوانید و فرماندهی بخشی از سپاه یزید را به عهده داشت. وقتی حصین را پیش مختار آوردند مختار اظهار نمود: حمد و سپاس خدای را که مرا به گرفتن تو متمکن ساخت. سپس دستور داد گوشت بدن او را با قیچی بریدند تا در اثر آن به جهّنم واصل شد.
سرگذشت شرجیل
شرجیل فردی بود که در روز عاشورا از پشت سر امام، سیلی به صورت مبارک آن بزرگوار زده بود. مختار با دیدن او حمد و سپاس خدا را به جا آورد و دستور داد او را به آتش سوزاندند.


تاريخ : یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 | 14:51 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
مقدمه

روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین» گوش جان را نوازش می‌دهد. زمزمه‌ای كه همواره ورد زبان ملت ایران بوده و با نشأت گرفتن از زمزمه‌ها و نام حسین(ع) بود كه توانستند چنان حوادثی را بیافرینند به طوری كه با گذشت زمان هنوز فعل حسینی‌شان در اذهان حك شده باقی مانده است.

امام حسین ( ع ) به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسه‌ای خلق كرد كه حتی با یادآوری آن می‌توان به عظمت این نهضت حسینی پی برد و برای حركتها و مبارزات ظلم‌ستیزانه بعدی، در طول تاریخ پس از امام(ع) و یارانش الگویی گشت. در باره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته‏اند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‏اى برخوردار است كه هر چه بیش‏تر به تحلیل و بررسى آن پرداخته شود زوایاى نوتر و تازه‏ترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه یك حادثه كه یك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حیاتى را در استحكام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ایفا كرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و جغرافیاى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشیع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قیام هاى راستین شیعه ـ پل بسیارى از نهضتهاى دیگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب كرده، و الهام‏بخش بسیارى از نهضت‏هاى حقّ علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمینى(ره) از عاشورا حسینی الهام گرفت. وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) نیز این مفاهیم را بیان می‌دارد كه هر كس خود را بیشتر برای ظلم محیا كنید ، ظالم بیشتر می‌شود و اگر در برابر ظالم ایستادگی كنید ظلم از بین می‌رود. روحانیت شیعه همواره براى حراست از كیان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامین و مفاهیم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثیر بسیار شگرف و سازنده اى در راه پیشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاریخ شیعه گواه صادق و روشنى از این بازسازى‏ها است. این بار نیز آذرخشى دیگر از آسمان كربلا درخشید كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقیقت جویان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف‏اند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا كه زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن و سنجش خودمان با آن است. از این روى، سخنی هر چند كوتاه پیرامون اساسى‏ترین بعد این حادثه بزرگ است كه در بخشی از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پیرامون این حادثه تاریخی خواهد بود بیان می گردد .

تولد تاریخ

پنجاه سال از غروب آفتاب آسمانی وحی می‏گذشت و بیش از بیست سال بود كه زمین و زمان از تابش خورشید قسط و عدالت محروم شده بود، پنجاه سال پیش از این، پیامبر اسلام(ص) رحلت فرموده بود و در طول این نیم قرن تنها چهار سال و نه ماه آفتاب عدالت درخشیده بود، دیگر هرچه بود سیاهی بود و ستم، ظلم بود و ظلمت، و هرچه عقربه ‌تاریخ پیشتر می رفت سیطره‌ سیاهی و ستم بیشتر می‏شد و این سیطره چنان باسرعت پیش می‏رفت كه دیگر امید به نور نجاتی نبود، می‏رفت كه نام قرآن و اسم اسلام نیز به فراموشی سپرده شود و این، یعنی محو حقایق و نابودی انسانیت و به باد دادن تمام زحمات و خدمات پیامبران و اصلاحگران تاریخ؛ به عبارت دیگر تحریف و تدفین تاریخ، تاریخی كه رسولان حق، از آدم تا خاتم به آفرینش آن كمر همت بسته بودند و با تحمل سختیهای طاقت‏فرسا و با صداقت و صمیمیت فوق العاده خویش آن را ساخته بودند و چه میثم‏ها كه در حراست از آن به سر دار نرفته و چه ابوذرها كه به خاطرآن، شكنجه و تبعید نشده بودند و از همه مهمتر حضرت علی(ع) آن عین عدل و عرفان و انسان كامل در این راه مقدس شهید شده و با خون خویش و این ابرمرد، كسی جز امام حسین(ع) و این كار سترگ، جز با حماسه بی‏نظیر كربلا، نمی‏توانست باشد این كار با منبر و خطابه یا با نوشتن نامه و رساله تحقق نمی‏یافت، خون خـدا می‏بایست دین خدا را از نو زنده كند و با شهادت خویش حجاب از چهره‌ اهل تزویر بردارد . حضرت با آگاهی تمام به آخركار وبا شوق واشتیاقی وصف ناپذیر به دیدار دوست به راه افتاد ورفت كه كربلا راعرش عشق وعاشورا را قیامت قرآن وتولد تاریخ كند كه كرد وحیرت آبادی را بنام كربلا تا ابد زنده وبالنده دربلندای ابدیت پدید آورد كه هنوز هم كه هنوز است جهانخواران وزورمداران وریا كاران تا نام كربلا وعنوان عاشورا را می شنوند خوابشان آشفته می شود و كربلا بزرگترین و مهیب‏ترین كابوسی است كه خواب را بر چشم همه یزیدیان حرام كرده است .

حسین بن على ( ع )

امام سوم شیعیان،شهید كربلا و خون خدا،كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان فشانى آن حضرت شكل گرفت و تاریخ بشرى را سرشار از حماسه و ایثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خویش كه در كربلا ریخت،درخت اسلام آبیارى شد و امت مسلمان بیدار گشت. سومین امام معصوم، در سوم (یا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدینه دیده به جهان گشود. او دومین ثمره پیوند فرخنده حضرت على (ع) و حضرت فاطمه ( س ) دختر پیامبر اسلام (ص) بود. رسول خدا «ص» نام فرزند حضرت زهرا «ع» را «حسین» نهاد.وى مورد علاقه شدید پیامبر خدا «ص» بود و آن حضرت در باره او فرمود: «حسین منى و انا من حسین...»

حسین بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش امیرمومنان حضرت علی (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ایشان به صورت فعال شركت داشت . پس از شهادت امیر مومنان حضرت علی ( ع ) (در سال 40هجرى) امامت به حسن بن على «ع» رسید ، همچون سربازى مطیع رهبر و مولاى خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح،با برادرش و بقیه اهل بیت «ع» به مدینه آمدند . مدت ده سال در صحنه سیاسى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على (ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت در آن دوران ده ساله كه معاویه بر حكومت مسلط بود، امام حسین«ع»همواره یكى از معترضین سرسخت نسبت به سیاستهاى معاویه و دستگیریها و قتلهاى او بود و نامه‏هاى متعددى در انتقاد از رویه معاویه در كشتن یاران وفادار به حضرت على «ع» بودند و پیرامون اعمال ناپسند دیگر او نوشت.

در عین حال،حسین بن على «ع» یكى از محورهاى وحدت شیعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصیت او بیم داشت . با مرگ معاویه در سال 60 هجرى ، یزید به والى مدینه نوشت كه از امام حسین«ع»به نفع او بیعت بگیرد . اما سید الشهدا كه فساد یزید و بى‏لیاقتى او را مى‏دانست، از بیعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بلیه سلطه یزید كه به زوال و محو دین مى‏انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت.از مدینه به مكه هجرت كرد و در پى نامه نگاریهاى كوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه،آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه‏هایى براى شیعیان كوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ كوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل،در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق،حركت كرد. پیمان‏شكنى كوفیان و شهادت مسلم بن‏عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوى كوفه مى‏رفت، پیش از رسیدن به كوفه در سرزمین «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت . تسلیم نیروهاى یزیدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین،مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسید،از آن پس،كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگى شد و كشته شدن وى،سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان‏هاى خفته گردید.

تداوم عاشورا

دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین‏بن‏علی(ع ) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه ای که 1421 سال از وقوع آن می گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می کند. آنچه در اولین نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم می خورد و جلب توجه می نماید ، انگیزه ماورای مادی این جنبش عظیم است. حسین بن علی(ع) از سر آغاز قیام خویش و حرکت از مدینه، و حتی قبل از آن، نه تنها به عدم پیروزی مادی خویش آگاه بود؛بلکه ازشهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع و بارها،از طریق اخبار غیبی توسط پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) از شهادت خویش با خبر گشته بود و این نکته ای بود که افراد مختلف نیز در مواقف متعدد ، با او در میـــان می گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خویش که انجام وظیــفه خطیر الهی و احیای دین و سنت نبوی بود ، اصرار می ورزید . از سوی دیگر این انگیزه و نیت خدایی قیام حسین (ع) و اصحابش در لحظه به لحظه این واقعه به چشم می‏خورد؛ از سبقت گرفتن اصحابش برای شهادت از یکدیگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه امام حسین (ع) در راه حق و تا آخرین لحظات حیات امام حسین (ع) که نه تنها تمام هستی خود را در راه حق ، جانانه واگذار نموده است، بلکه هنوز هم خویشتن را تسلیم حق می داند و زیر لب زمزمه می کند: الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک.

انگیزه الهی عاشورا که در آن ذره ای غیر خدا راه ندارد، سبب شده است که اهداف عاشورا و قیام اباعبدالله‏ الحسین(ع)، اهدافی مطابق فطرت و سرشت تغییر ناپذیر انسانی گردد. و مگر ممکن است که روزگاری از ایام زندگی بشر، انگیزه ظلم ستیزی و آزادی از قید و بند ظلم از صفحه جان آدمی خارج شود و یا عشق به مبدأ خلقت در میان آدمیان فراموش گردد. پس همین پیوستگی عاشورا و فطرت انسانی، خود سبب تضمین عاشورا، نه تنها پس از 14 قرن، بلکه تا آخر زندگی بشر است. دامنه وسیع اثرات اجتماعی و فردی این قیام الهی که نه تنها پیروان سید الشهدا ( ع ) را تحت تاثیر قرار داده، بلکه سبب بیداری و تأثیر پذیری احرار و آزادگان جهان نیز گردیده است. ریشه های این فرهنگ و پیام جاودانه را در دل تاریخ مستحکم نموده است و تا زمانی که این اثرات عمیق و وسیع، در گستره تار یخ باقی و پا بر جاست، نام و یاد حماسه سازان کربلا نیز پایدار خواهد بود. از آنچه تاکنون مورد بررسی اجمالی قرار گرفت ، به وضوح مشخص می شود که فراموشی این واقعه عظیم، هرگز متصور نیست. اسلام از همان آغاز تبلیغ، اصلی‏ترین برنامه خویش را رهایی آدمی از قید طاغوت و بندگی و اطاعت غیر خدا، معرفی نمود و بر آن پافشاری نمود. به همین خاطر مستکبران و مشرکان که منافع خویش را در خطر می دیدند، و تعارض آشکار اسلام با اهداف و مطامع خویش را در یافته بودند، همواره بر آن تاختند. اما رهبری الهی پیامبراكرم(ص) و امدادهای الهی مانع به ثمر نشستن کوششهای آنان می شد. از طرف دیگر، مسلمین نیز آنان را دشمن آشکار دین خویش می‏دانستند و در راه مبارزه با آنان، هرگز کوتاه نمی آمدند. اما پس از رحلت رسول خدا(ص)، روش خویش را تغییر دادند و شروع به استحاله و تغییر تدریجی این دین الهی از درون و وارونه جلوه دادن تعالیم آن و افزودن خرافه به آن نمودند ؛ تا جایی که پس از رسول اکرم (ص)، رفته رفته تمام ارکان قدرت را به دست گرفتند و آنچه در عصر نبی گرامی اسلام (ص)، از انجام آن عاجز بودند ،امروز در زیر پوشش ظاهری اسلام و به نام دین، انجام می‏دادند و هرچه زمان گذشت، بخشهای بیشتری از دین خدا را زیر و رو کردند. با ذکر این مطلب، این نکته واضح و آشکار می گردد که قیام حسینی تنها در یک پیکار و ستیز میان اقلیت حق و اکثریت باطل ، خلاصه نمی شود ؛ بلکه خود چشمه جوشان معــرفتی و شناختی است و دارای یک پیام جاودانه الهی و انسانی و به وجود آورنده یک معیار ابدی است که در تمامی اعصار عمل نمودن به آن سبب کوتاه شدن دست مستکبران و ظالمان از دامان اسلام و انسانیت انسان می گردد . بر این اساس ، اسلام بقای خویش را مرهون مجاهدتهای سید الشهداست و این همان مفهوم حدیث نبوی است که « حسین منی و انا من حسین » امروز دشمنان هجوم همه جانبه خویش را به اسلام ادامه می دهند و تنها راه مبارزه با اسلام را تغییر اصول و مبانی اسلامی می‏دانند و از سوی دیگر هوا و هوس آدمی، همواره انسان را در بند خود اسیر می نماید .

پس امروز نیز ما به ماهیت پیام و قیام سیدالشهدا نیازمندیم تا اسلام اصیل و به دور از پیرایه را که پیامبر اسلام (ص) به عالمیان عرضه نمود را درک نماییم و آنرا حفظ کنیم و باورهای خویش را از هرگونه جهالت و ضلالت به دور نگه داریم و درون انسانی خویش را از بند برهیم تا بدین وسیله مقدمات برپایی نظام جهانی مبتنی بر عدالت و بر پایه تعالیم جهان شمول اسلام را فراهم آوریم و راه را برای حکومت جهانی مهدی موعود (عج) هموار کنیم. در حقیقت، قیام حسینی در عصر حاضر و در فضای غبار آلود تبلیغاتی موجود، هر چه بیشتر مرز حق و باطل را تبیین می نماید و دوباره فطرت مدفون شده بشر را که در زندگی مادی غوطه ور است بیدار می کند. پس نه تنها نیاز بشر در عصر حاضر به قیام عاشورا از بین نرفته است، بلکه فزونی یافته است .

برگرفته از سایت آوینی



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | 9:49 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

جشن تيرگان

در ايران از کهن ترين زمان، در هر ماه جشني که نام آن ماه را داشت، برگزار مي شد. ازاين جشن هاي دوازده گانه تـنها جشن تيرگان با نام تيرماه سيزه شو ( شب سيزده تـيرماه) هنوز در مازندران برگزار مي شود. ولي برگزاري جشن هاي ديگري چون فروردين گان، ارديبهشت گان و.. به دست فراموشي سپرده شده است.  انتخاب روزهاي جشن بدين شيوه بود که چون در تـقويم کهن هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه نيز در شمار آن سي نام است، جشن هر ماه در روزي بود که نامش با نام ماه يکي بود. و نام ها متعـلق به سي فرشتهً نگاهبان  روزها و ماه ها است. جشن تيرگان روز سيزدهم ماه تير ( روز تير ) است. 

    به روز تير و مه تير  عزم شادي کن             که از سپهر ترا فتح و نصرت آمد تير     

افزون بر يکي بودن نام روز و ماه، مناسب جشن تيرگان را سالروز حماسهً معـين کردن مرز ايران، با تيراندازي آرش، مي دانند. در اوستا آمده است :

تـيشتر ستاره را يومند و فرهمند را مستايـيم که شتابان بدان سوي پرواز کند.   به سوي درياي فراخکرت پرواز کند. مانند تير ارحش (آرش) بهترين تـيرانداز ايراني که از کوه ائـيريوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاب گرديد ....

زين الاخبار مناسب جشن تيرگان را چنين آورده است : 

تيرگان، سيزدهم ماه تير، موافق ماه است. واين آن روز بود، که آرش تير انداخت. اندر آن وقت که ميان منوچهر و افراسياب صلح افتاد و منوچهر گفت هر جا که تير تو برسد (از آن تو باشد). پس آرش تير بـيانداخت، از کوه رويان و آن تير اندر کوهي افتاد ميان فرغانه و تخارستان و آن تير روز ديگر بدين کوه رسيد، و مغان ديگر روز جشن کنند و گويند دو ديگر اين جا رسيد. و اندر تـيرگان پارسيان غسل کنند و سفالين ها و آتشدان ها بشکنند. و چنين گويند که : مردمان اندر ين روز از حصار افراسياب برستـند. و هر کسي به سر کار خويش شدند. و هم اندرين ايام گندم با ميوه بپزند و بخورند و گويند : اندر آن وقت همه گندم پختـند و خوردند که آرد نـتوانستـند کرد. زيرا که همه اندر حصار بودند.  

  منبع :دکتر محمود روح الاميني



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 | 9:24 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 16:29 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

عسل جیرندشت

محصولی ۱۰۰٪ طبیعی  ازآویشن و گیاهان کوهی روستای گلیرد 

با مدیریت برادران شریعتمدار

(عسل جیرندشت):تولید ،بسته بندی و توزیع عسل، گرده گل ، ژله رویال، خرید و فروش انواع کلنی عسل و مشاوره در امر زنبور داری با مدیریت و کارشناسی برادران شریعتمدار
تلفن تماس: 09123636099،09192640723بصورت شبانه روزی



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 10:34 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

طا یفه ها :

روستای گلیرد به تناسب جمعیت آن دارای طایفه های مختلف نیز میباشد که بر همین اساس مزارع و باغات آن نیز تقسیم شده و حتی برای تقسیم آب نیز از مسائل طایفه گری استفاده مینمایندکه این طایفه ها عبارتند از: سید میرزایی، میرسلیمی،عبدالحسینی، مشهدی، درگاهی، میرابوالقاسمی،ُ علائی نژاد ، علائی، پروانه کیائی نژاد و تعدای افراد که نسبت به تغییر آن اقدام نموده اند البته طایفه  شریعتمدار نیز وجود دارد که این طایفه فقط یک خانواده بوده و اصلیت آنها مربوط به روستای هشان طالقان میباشد.

محلهای گلیرد

روستای گلیرد بدلیل وسعت آن و نیز قدمت آن دارای محلهای مختلف بوده که با توجه به شرایط اقلیمی دارای تنوع زیستی متفاوت نیز میباشد.روستای گلیرد در زمانهای قدیم در جایی دیگر قرار داشت که به تناسب زمان و مسائل مختلف تغییر مکان داده و در حال حاضر به آن کهنه گلیرد میگویند و قبرستان قدیمی و نیز زاغه متروکه آن هنوز قابل مشاهده است البته این مکان در ضلع شرقی ده بوده و زمینهای اطراف آن نیز بایر است.رو ستای گلیرد دارای محلهایی به شرح ذیل میباشد :

زرور- جیرندشت- سامان سر- بن پر- جوری باغ- قاس چاک- گوردگول چال- جوریندشت – عسل عسل- سماه گردن- لویی سر- چاخانه سر- آهنگرملک- میان دشت – کوه بن – سنگ چال- یما – شاه چشمه- خرمرود- سنگ میان و غیره

آنچه از اسامی این محله مشخص است ظاهرا بر اساس موضوع خاص نام گذاری شده مثلاسامان سر چون محل سامان گوران و گلیرد است به این نام بیان شده است .مردم محل در قدیم بعلت اینکه امکانات کم بود تمامی اراضی متروکه و بایر را کشت میکردند و به نحو احسن از آن استفاده مینمودندولی در حال حاضر این کار صورت نمیگیردو باصطلاح مردم خیلی به این کار علاقه ندارند و علت اصلی آن مهاجرت های بی رویه به شهر میباشد.

در زمانهای قدیم رسم براین بود که در اوایل بهار دامها اطراف محل بودند ولی در اردیبهشت ماه اطراف محل قدغن و میبایست به مراتع دورتر مثل یما وسنگ میان میرفتند و این امر به حفاظت تنوع زیستی کمک میکرد و در زمان پاییز دوباره بصورت دوره ای به محل باز میگشتند.

روستای گلیرد دارای باغات زیادمیوه مانند سیب ،گردو،آلبالوو غیره میباشد که این باغات به روستا نزدیکتر هستندو آنچه از فرهنگ روستایی آن مشخص است مردم سعی میکنند منازل خود را در اطراف باغات احداث کنند تا دسترسی به آن راحت تر باشد.

آداب و سنن :

روستای گلیرد همانند سایر روستاهای طالقان دارای آداب و سنن یکسان بوده و آنچه باعث تفاوت آن با سایر روستاها شده ریشه مذهبی زیاد آن میباشدزیرا بعلت وجود شخصیتهای مذهبی و علمی و ریشه در باورهای دینی مراسم شادی آنها نیز با سایرین متفاوت است البته نه اینکه بطور کلی مخالف این امر باشند ولی ملاحضات جوانب را نیز مینماید.از جمله رسومات آن میتوان به رسم عروسی که شامل: حمام بردن داماد، گذاشتن چراغ یا شمع در دست داماد، حنابندان عروس و داماد، حمام عروس، گردش داماد در روز عروسی ، انار زدن روی سر عروس ، بردن عروس سوار براسب و نهایتا مراسم پاتختی که این رسومات متاسفانه در حال حاضر صورت نمیگیرد و تنها اکتفا به تالار مینمایند. از رسومات دیگر روستا میتوان به مراسم تشییع و ختم اموات ، مراسم ماه محرم، مراسم باشکوه روز عاشورا و تعزیه نام برد که در این فصل مجال برای بیان آن نیست باشد تا در جایی دیگر به بیان آ بپردازیم.



تاريخ : دوشنبه یازدهم آبان 1388 | 14:20 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

بسمه تعالی

زندگینامه مرحوم یوسف شریعتمدار طالقانی

یوسف شریعتمدار طالقانی در سال 1299در خانواده ای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود . پدرش شیخ حسین شریعتمدار طالقانی و پدر بزرگش ملا عبدالغنی شریعتمدار طالقانی میباشد. ایشان در کنار تربیت خاتوادگی و تحت تاثیر ارشادهای سازنده پدر مراحل کودکی را پشت سر گذاشته و وارد مدرسه ابتدائی شد . ایشان از ابتدا علاقه خاصی به علوم طبیعی و ریاضی داشته تا جاییکه در سال 1316 دیپلم خود را از مدرسه15 بهمن تهران دریافت نمود. ایشان بعد از دریافت دیپلم و در زمانی که مادرخودرا از دست داده بود منزل پدری را ترک و به خانواده مادری ( دایی بزرگ) پیوست.مدتی با این وضع زندگی و سپس تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به خارج از کشور عزیمت نمایدکه از آن زمان به بعد کسی از مسائل زندگی او خبری نداشت تا اینکه پس از سالها دوری از منزل و خانواده و پس از فوت پدر به کشور مراجعه و باتوجه به اینکه دارای مدرک لیسانس در رشته های راه و ساختمان و کشاورزی بود خیلی زود جذب بازار کار شده واز آنجائیکه به شدت از کار دولتی دوری می جست  در بخش خصوصی به فعالیت مشغول شد .ایشان در شهرهای مختلف مشغول بکار بوده ولی عمده فعالیت های ایشان در اهواز ، آبادان و خرمشهر میباشد. ایشان با توجه به گرایش مذهبی و درویش مسلک بودن تمام زندگی خودرا وقف دیگران مینمود تا جاییکه هنوز روش و منش ایشان زبانزد خاص و عام میباشد. مرحوم شریعتمدار از اقوام و دوستان بسیار صمیمی مرحوم طالقانی بوده تا جاییکه خیلی از مسائل محرمانه ایشان و مرحوم طالقانی  به کمک همدیگر حل میگردید. مرحوم شریعتمدار بدلایل مختلف اجازه تهیه و یا تکثیر هیچ یک از آثار خود را در ایام حیات نمیدادند لذا بیشترین آثار و نوشتهای ایشان قابل دسترس نبوده و تنها اندکی ازدستنوشته های بجا مانده ایشان در اختیار فرزندان آن مرحوم میباشد که شایسته است آنها نیز  به نحو مطلوب از آنها نگهداری و حدالمقدور در اختیار دیگران قرار داده تا نام و یاد آن مرحوم همیشه زنده و ماندگار بماند.

اشعار ذیل تعداد معدود آثار ایشان است که جهت استفاده عموم در اختیار صاحب نظران قرار خواهد گرفت.

 در میکده ما خبر از ریب و ریا نیست

چون نیست ریا هیچکس انگشت نما نیست

ما سرخوش و مستیم زپیمانه هستی

اندر ره ما مرگ بجز سیر بقا نیست

بگذار بگویند که آلوده به ننگیم

این طایفه را درد بجز مرگ شفا نیست 

 

کلبه خشت وگلی چون لایق  اشراف   نیست

 

گر  نیاید  کس به  نزدم  آنقدر  اجحاف  نیست

آن  خدایی  کو  مرا از  مشت  خاکی  آفرید

 

عاشق خشت و گل ار باشم همی اسراف نیست

اهل دل خواهد ببیند قدرت این خاک و خشت

 

سری از اسرار  یزدان  بینی و این لاف نیست

گرنباشد مسلکت خاکی شوی آخر تو خاک

 

این نباشد همچو سیمرغ و همی چون قاف نیست

بهر خوابیدن طلب منمای از بالین نرم

 

سر بروی خاک نه چون خدا نداف نیست

چون که از خاک آمدم دل عاشق خاک است وبس

 

دیدن و گفتار مردم بهر من صراف نیست

چون قضاوت محورش دید است و دید هر کسی

 

از پس بس شیشه های رنگ رنگی صاف نیست

شیشه الوان چو داری دید تو الوان بود

 

روح و چشم رنگ رنگی لایق الطاف نیست

یوسف ار خود تار و پودت را به صافی بسته ای

 

صوفی صافی تویی ورنه خدا نداف نیست

زندگی هروز بدتر میشود از روز پیش

 

چون روند فکر ما همگام با اسلاف نیست

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 | 11:4 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی
  • آیت الله حاج سید محمود علایی طالقانی فرزند مرحوم آقا سید ابو الحسن از ده گلیرد اولین امام جمعه پس از انقلاب
  • درویش عبدالمجید طالقانی از ده مهران ابداع کننده خط نستعلیق
  • درویش خان (غلامحسین درویش) فرزند حاجی بشیر از ده زیدشت از اساتید موسیقی اواخر دوره قاجار
  • مرحوم آیت اله حاج شیخ محمد حسن طالقانی(فرزند مرحوم ملا عبد اله)از ده کرود از علمای برجسته طالقان و از حامیان مرحوم نواب صفوی
  • دکتر حشمت از ده شهراسر همرزم شهید میرزا کوچک خان جنگلی
  • برادران امیدوار اولین جهانگردان ایرانی
  • مرحوم علی راجی شاعر و مدیحه سرای اهل بیت علیه السلام از روستای دیزان
  • شیخ حسین غفاری از ده حسنجون و نویسنده کتاب تاریخ طالقان
  • جلال آل احمد از ده اورازان و نویسنده معاصر که کتابی به نام اورازان دارد
  • حجت الاسلام مرحوم میرزاهادی آقااحمدی از ده دیزان عالم وارسته و مردمی که تمام عمر با برکت خویش را صرف ترویج احکام نورانی اسلام نمود
  • عنایت بخشی متولد ۱۳۲۴ و هنرمند سینما و تلویزیون از ده حسنجون
  • غلامحسین امیر خانی از ده آرتون رئیس انجمن خوشنویسان (معاصر)
  • دکتر احمد احمدیان فرزند مشهدی علی میرزا از ده کرود، قاضی و مستشار دیوانعالی کشور و وزیر دادگستری کابینه مهندس بازرگان
  • ابو الحسن معینی از ده حصیران و استاندار لرستان در رژیم پهلوی
  • آیت الله العظمی شیخ مرتضی طالقانی از روستای دیزان واز علمای به نام حوزه علمیه نجف اشرف در نیمه اول قرن چهاردهم هجری قمری. استاد علمای بنام همچون علامه محمد تقی جعفری و...
  • حبیب الله برنگی فرزند آقا رضا از ده کرود، شاعر، نویسنده و تاریخ نگار طالقان
  • شیخ عزیزالله فرید بزجی از ده بزج و رئیس دفتر و منشی مرحوم دکتر حشمت
  • مهندس خلیل طالقانی فرزند میرزا علی اصغر از ده اوانک وزیر کشاورزی کابینه دکتر علی امینی
  • آیت الله میرزا مسیح کرودی طالقانی فرزند مرحوم قاسم از ده کرود از علمای معروف دوره مظفر الدین شاه قاجار و امام جماعت مدرسه سپهسالار
  • آیت الله شیخ مسیح پارسا از ده اوانک از علما و شعرای معروف طالقان متوفی ۱۳۱۹ ه.ق
  • میرزامحمدعلی مکلای طالقانی از ده نویزک مرثیه سرا و عالم قرن ۱۳ ه.ق
  • امیر الادباء
  • سعیدخان رفیعی بزجی
  • صاحب ابن عباد از ده تکیه ناوه وزیر فخر الدوله و مجد الدوله دیلمی
  • ملا نظر علی از ده سوهان از علمای بنام اوایل قرن ۱۴ هجری قمری
  • دکتر یحیی پویا فرزند حاجی ملا باشی از ده اوانک استاد کرسی خون شناسی دانشگاه تهران
  • آیت الله سید ابوالحسن رفیعی طالقانی از ده اورازان امام جماعت مسجد جامع تهران در اوایل قرن ۱۴ ه.ق
  • حاج میرزا ابراهیم بوذری فرزند میرزا علی اصغر از ده کرود خوشنویس و استاد انجمن خوشنویسان معاصر
  • میرزا علی آقااحمدی دیزانی ادیب و نویسنده توانای دوره قاجاریه
  • میرزا زین العابدین دیزانی خوشنویس و عالم برجسته
  • میرزا ابراهیم آقا احمدی عالم توانای دههٔ ۴۰ و ۵۰ خورشیدی


  • تاريخ : شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 | 14:48 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

    مشاهیر و بزرگان روستای گلیرد طالقان

     ملا حسن آقا گلیردی ( متوفی به 16/ 6 /1334 شمسی ) پدر شیخ محمد رفیع کیایی نژاد

    قاضي مير نجم الدين - جد اعلا سادات گلیرد

    سید عزیز الله گلیردی

    آخوند ملا ابوتراب پدر شیخ علی گلیردی

    شیخ علی گلیردی پدر شیخ بها الدین کیایی نژاد

    سید علی گلیردی ( از فضلا دوره قاجاریه ) برادر سید رضوان میرسلیمی

    سید آقا گلیردی (پدر حاج سید ابولحسن طالقانی)

    سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت ا... طالقانی

    آیت ا....سید محمود طالقانی ( مبارز و اولین امام جمعه جمهوری اسلامی ایران)

    سید مهدی گلیردی ( از فضلا دوره قاجاریه )

    سید شرف الدین طالقانی ( فرزند سید کاظم گلیردی، 1272 ش. – 1354 ش. )

    سید معصوم میرابوالقاسمی طالقانی ( متوفی به 1360 هجری شمسی )

    کربلایی سید طاهر حسینی گلیردی

    سید جعفر امیری ملقب به امیرالادبا( ادیب، شاعر ، موسیقی دان)

    سید علی اکبر میرسلیمی ( کشتی گیر)

    سید محیی الدین علوی طالقانی ( 1305 ق. 1369 ش، از شاگردان شیخ عبدالکریم حائری )

    سید نورالدین علوی طالقانی( فرزند سید محی الدین طالقانی)

    سید علا الدین علوی طالقانی( فرزند  سید محی الدین علوی طالقانی)

    دکتر سید محمدعلی علوی طالقانی ( فرزند  سید محی الدین علوی طالقانی، پزشک)

    شیخ محمد کیایی نژاد ( از شاگردان آیت الله طالقانی ) فرزند شیخ بها الدین کیایی نژاد

    دکتر زین الدین کیائی نژاد( فرزند شیخ علی گلیردی) برادر شیخ بها الدین کیایی نژاد

    سید محمد تقی میرابوالقاسمی فرزند سید شرف الدین (نویسنده و مورخ)

    ملا بابای گلیردی از علمای دوره زندیه

    دکتر سید مهدی میرسلیمی فرزند سید مطلب

     ثقه الاسلام سید علی پد ر سید جلال الدین

    سیدجلال الدین میرسلیمی پدر سید علی آقا طالقانی

    سید رضوان  فرزند سید جلال الدین

    دکتر سید جمال الدین میرسلیمی  ( فرزند  سید رضوان وکیل پایه1 دادگستری)

    مهندس یوسف شریعتمدار طالقانی( فرزند شیخ حسین شریعتمدار طالقانی، نوه ملا عبدالغنی شریعتمدار هشانی)

    سید امین میرسلیمی ( معمار)

    اعظم السادات علا یی طالقانی ( فرزند مرحوم  طالقانی) وکیل مجلس

    وحیده طالقانی ( فرزند مرحوم  طالقانی)و کیل مجلس

    شیخ مفید کیایی نژاد وکیل مجلس

    سیده اعظم السادات میرسلیمی طالقانی (شاعر)

    دکتر سید محمود میرسلیمی (استاد دانشگاه)

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     



    تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد 1388 | 14:49 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

    دو سه روزی است که پست جدیدی نگذاشته ام. دلیل خاصی نداشت جز یک مسافرت دو روزه به قصد زیارت و دیداری با برخی دوستان قدیم به قم. شهری که همیشه برایم جاذبه های خاص به خودش را داشته است. شهری که در سالیان گذشته همواره دلتنگی هایم را به آنجا برده ام و در جوار حرم مطهر خانم فاطمه معصومه (ع) جانی دوباره گرفته ام. سالها بود که دیگر توفیقی دست نمی داد که شب چهارشنبه ای به قم بروم و جمکران. چه حالی داد پس از این همه سال، دوباره خواندن نماز امام زمان (عج ا..) توی مسجد جمکران.

    مهدویت سالها دغدغه ذهنی من بوده است و مقوله انتظار در مذاهب و ادیان مختلف و حتی باورهای شبه ماتریالیستی از آمدن کسی برای نجات نسل بشر یا تحقق انقلابی برمبنای عدالت گستری بر پهنه گیتی با رهبری انسانی وارسته و تکامل یافته. باورهایم در دوره های مختلف، اشکال ویژه و منحصر به فردی داشته است كه شرحش در این مقال نمی‌گنجد اما، وقتی پایم به جمکران می رسد روحم در فضایی به پرواز در می آید که انگاری با انتظار خو کرده و  چشمانش به در مانده است...

    پارسال بود که به طالقان رفتم و در بالادست شهرک (مرکز بخش طالقان) جماعتی را دیدم از دنیا بریده و به انتظار آقا نشسته که بیاید و آنگونه که در برخی روایات از همراهانش آمده، آنان نیز ملتزم رکابش شوند. چند سالی هست که این جماعت که اعدادشان از ۱۵ خانوار تجاوز نمی کند از تبریز به طالقان آمده اند و دنیا بریده به انتظار نشسته اند...

    جماعتی که اسب و شمشیرشان هماره آماده است. مردمانی که مناسبات و آمد و شدی (مگر به ضرورت) با اهالی ندارند. از آب آشامیدنی و برق و تلفن و همه مواهب دولتی و امثالهم استفاده نمی کنند. در دنیای البته زیبا و بکرشان نشانی از رسانه و رادیو و تلویزیون نیست و هیچگونه علاقه ای هم به استماع اخبار پیرامونشان ندارند. در معاملات از پول و مسکوکات استفاده ای نمی کنند. سوار خودرو و موتور و ... نمی شوند... گفتم که از دنیا بریده اند و به انتظار نشسته اند. گرچه اشکالات مبنایی به فلسفه و باورهایشان دارم، اما به احترامشان و انتظارشان کلاه از سر برمی دارم...

    ماجرای این جماعت را در  دستنوشته ای که در این پست آورده‌ام، بخوانید:

    منتظران ظهور در طالقان!

    شنیده بودم که گروهی در طالقان یک جامعه و زندگی جدا از هر گونه فرآورده های فناوری برای خود ساخته اند تا ایمان خود را حفظ کرده و در انتظار ظهور امام زمان باشند.

    با یکی از دوستان قرار گذاشتیم در مسیر بازدید از سد طالقان به دیدن آنان هم برویم و رفتیم و تقریبا ساعت ده و چهل دقیقه صبح شانزدهم شهریور ماه سال ۸۵ وارد منزلشان شدیم.

    محیط زندگیشان، بسیار ساده و پاکیزه و گیرا بود. درست مانند نقاشی هائی که در کتابهای کودکان از روستاها می کشند! هیچ زباله ای در کوچه ها نبود و مرغ و خروسها در فضاهای سبز بزرگی با آسایش تمام، سرگرم دانه پیدا کردن بودند و کوچه ها بسیار خلوت و بی سر و صدا بود. گاهی هم می توانستی در چند قدمی خود، هدهدها را ببینی! و در گوشه و کنار هم، تلی از هیزمهای شکسته شده را می دیدی که خودشان (برای تنور و پختن غذا و سرمای زمستان) با تبر شکسته و مرتب روی هم چیده بودند. 

    آقا کاظم (از اهالی آن جا، که دست کم پنجاه ساله می نمود) ما را به اتاقی راهنمائی کرد که در آن، تنها ۴ زیرانداز نمدی و متکا و یک حصیر و دو چراغ لامپا بود، به علاوه ی تابلوئی که بر دیوار نصب بود و روی آن، این فرمایش امام علی (ع) نوشته شده بود که «آیا خردمندی هست که این غذای جویده شده (یعنی دنیا) را به اهلش وانهد ؟!» تنها همین ها در اتاق بود و بس!

    نه تلفنی، نه تلویزیونی، نه رادیوئی، نه کامپیوتری، نه سیم کشی برقی، نه لوله کشی گاز و آبی و نه حتی یک ساعت!

    در همان اتاق ـ که در سقفش هم تیرهای چوبی به کار رفته بود ـ چندین دقیقه با آقا کاظم صحبت کردیم تا سرپرستشان آقا حسین قلی (که تقریبا هفتاد ساله به نظر می رسید) آمد و با او هم گفتگو کردیم. از ما با چای پذیرائی کردند اما خودشان نخوردند و گفتند این را تنها برای مهمان درست می کنند. هندوانه ای از محصولات خودشان را هم برایمان آوردند.

    آقا حسین قلی می گفت: مرجع تقلیدشان، مرحوم میرزا صادق تبریزی است [ که گویا وی در ۱۲۷۴ ق به دنیا آمده و از جایگاهی دین مدارانه با مشروطیت مخالف بوده است.  او با رضا شاه پهلوی هم به شدت مخالف بود و حتی تا پاپان عمر، از گرفتن شناسنامه سر باز زد و رضاشاه هم وی را از تبریز به قم تبعید کرد و در نهایت در ۱۳۵۱ ق درگذشت و در حرم حضرت معصومه مدفون شد ] و افکارشان هم برگرفته از مرحوم سید حسین طباطبائی نجفی (مدفون در قبرستان مارال تبریز) است که گویا ۳۰ ـ ۴۰ سال پیش درگذشته، و کتابی خطی دارد که در دست آنهاست.

    شمار افرادی که در طالقان و با آن وضع زندگی می کنند، حدود ۴۰ نفر ( باخانواده هایشان ) است و ۳۰ نفر دیگر هم از دوستان اینان، به همین شیوه در تبریز زندگی می کنند.

    سبب پرهیزشان از وسائل و زندگی امروزی به دلیل تشبه به کفار و بدعت بودن آنهاست. مثلا تزریق خون به کسی که برای ادامه ی زندگی اش به آن نیازمند است را به سبب بدعت بودن آن،  روا نمی دانند و برکتی هم در ادامه ی زندگی به وسیله ی این کار نمی بینند.  و  جالب این که، انقلاب کبیر فرانسه را نقطه ی عطفی در بی دینی مردم می دانند.

    نه شعر می خوانند و نه اوقاتشان را با شب نشینی و ... سپری می کنند و تقریبا ۱۰ ـ ۱۲ تا کتاب دارند. بچه هاشان را تا سن تکلیف با خود نگه می دارند و آموزشهای مختصری مانند واجبات و محرمات به آنان می دهند و پس از سن تکلیف هم، مختارند که با آنان باشند یا به شهرها برگردند.

    به زیارت امامان (ع) نمی‌روند زیرا استفاده از وسائل نقلیه ی امروزی را جائز نمی دانند و می گویند: « اگر صالح باشیم، امامان، سلام از راه دورمان را پاسخ می دهند و اگر نباشیم، سلام در کنار مرقدشان را هم جواب نخواهند داد، پس اصل، صالح و با ایمان بودن است.» [و به همان دلیل به حج هم نمی روند و به حج رفتن به آن شکل که می خواهند، چون برایشان موانعی دارد، ( مانند موانع گذر از مرز ) پس خود را مستطیع نمی دانند و حج هم نمی روند.]

    از آقا حسین قلی پرسیدم: « آیا خود مرحوم میرزا صادق گفته بود که حتی پس از درگذشتش مقلدان وی حق ندارند از دیگر فقهاء تقلید کنند؟» گفت: « نه » .

    و گفتم: «در محیط زندگی پیامبر اسلام (ص)، سیب زمینی و گوجه فرنگی هم نبود، آیا شما هم از اینها استفاده نمی کنید؟» پاسخ داد: «استفاده می کنیم زیرا اینها طبیعی و آفریده ی خدا هستند اما هواپیما مثلا،  آفریده ی خدا نیست.»

    این را هم بگو یم که آقا حسین قلی  از بیست و اندی سالگی به طالقان می آید و در جستجوی مردان طالقانی بود که در روایات است که از یاران امام زمان هستند، اما وقتی کسی را نمی یابد، خودش زمینهائی را می خرد و گویا از ۱۷ـ ۱۸ سال پیش، چنین زندگی ای را بنا می گذارد. آقا کاظم می گفت: در این جا افرادی هستند که در این همه سال، تنها ۲ یا ۳ بار به بیرون از این محیط رفته اند. مساحت منطقه منتظران مهدی در طالقان حدود ۱۵ هکتار است.

    احتیاجات آنان به شهر، تنها برای خرید پارچه، برخی میوه ها از جمله خرما و اقلامی نظیر، میخ و مقدار بسیار کمی آهن و شیشه و مانند اینهاست. خودشان نجاری و آهنگری و ... دارند و چندان مالکیتی برای اموالشان در میان خود نمی بینند و بر سر اموال، با کسی نزاع نمی کنند و اگر شخصی در اموال آنان تصرف کند آنان با او درگیر نمی شوند و از مال خود چشم پوشی می کنند.

    حتی اوقات شرعی را هم، با شاخصهای خود مشخص می کنند و آغاز و پایان ماه رمضان را نیز با رویت خویش ٬ تعیین می کنند و ...

    نماز ظهر و عصر را خواندیم اما دیدیم چون از کسی چیزی قبول نمی کنند (حتی اگر بعدا مقداری خوراکی برایشان پست کنیم) صلاح ندیدم دعوتشان برای ناهار را بپذیرم تا هزینه ی بیشتری برایشان تحمیل نشود. پیش از خداحافظی از آقا حسین قلی پرسیدم:« به کدام یک از عالمان درگذشته، علاقه دارید؟» گفت: « شیخ جعفر شوشتری » .

    و  آخر این که، خودشان می گفتند : « برخی از ما خوابهای خوبی در تائید کار و وضعمان از سوی حضرت ولی عصر عجل الله فرجه دیده اند.


    این نکته را هم بگویم که شباهت عجیبی بین نحوه زندگی اینان با گروه موسوم به آمیش در آمریکاست که آنان نیز به عهد دوران عتیق زندگی می کنند و از همه مواهب دنیا بریده و دورند. هرچند مبنای فکری و فلسفی آنان بسیار متفاوت از جماعت طالقان نشین است.

    اجمالی از نتايج تحقیقم پیرامون این فرقه را هم در ادامه بخوانید:

    مروری بر فرقه آمیش در آمريکا!

    پایه گذار مکتب یا فرقه آمیش، شخصی به نام ژاکوب آمان (1720-1644) بوده است که نام این فرقه هم از نام این شخص گرفته شده. این فرقه در واقع در ادامه و نوعی نگرش اصلاحی به فرقه Mennonite (مخالفان غسل تعمید) بوجود آمد. پیروان اولیه آن در سوئیس و کناره جنوبی رود راین ساکن شدند. این افراد از اوایل قرن 18 میلادی شروع به مهاجرت به ایالات متحده کردند و بیشترشان در پنسلوانیا اسکان گرفتند.

    آمیش‌ها اگرچه همه می‌توانند به انگلیسی صحبت کنند، اما بین خود از یک گویش خاص هلندی (داچ) به نام هلندی پنسیلوانیایی (Pennsylvania Dutch) استفاده می‌کنند. روزهای مقدس دیگر مسیحیان را جشن میگیرند باضافه اینکه روز 11 اکتبر روزه می‌گیرند. یک هفته در میان، یکشنبه‌ها مراسم مذهبی دارند و در یکشنبه‌های بین دو هفته به دیدار یکدیگر می‌روند و در خانه‌های هم به انجیل خوانی و سرودهای مذهبی می‌پردازند. به عنوان یک قانون، محل تجمع یا کلیسا نمی‌سازند و به جای آن در خانه‌های اعضا برای انجام امور مذهبی گرد هم می‌آیند. این به عنوان سمبلی از توصیه به صرفه‌جویی در آیین آنهاست و تأکید بر اینکه کلیسای واقعی خود مردم هستند نه ساختمان‌ها.

    ازدواج خارج از کیش آمیش مجاز نیست. زوج‌هایی که قصد ازدواج دارند، در اواخر اکتبر قصد ازدواج خود را اعلام می‌کنند و ازدواج در یکی از خانه‌هایشان در طول نوامبر یا اوایل دسامبر (در یک پنجشنبه) انجام می‌گیرد.
    مراسم خاک‌سپاری بسیار ساده و بدون مدح و ستایش باید انجام گیرد. تابوت باید خیلی ساده باشد و بدون تزئین و حتی از گل هم استفاده نمی‌شود. زنان آمیش معمولاً در لباس عروسی‌شان دفن می‌شوند.

    مردهای آمیش کت‌های ساده تیره رنگ با کلاه لبه دار می‌پوشند و زن‌ها معمولاً لباس‌های رنگی ساده با آستین بلند. زن‌ها باید سر خود را با چیزی شبیه یک کلاه کوچک بی لبه (Bonnet) یا روسری کوچک (که پشت سرشان گره می‌زنند) بپوشانند. معمولاً روی لباس خود از نوعی پیش‌بند (رودامنی) استفاده می‌کنند. این پیش بند برای زن‌های متأهل سفید و بری مجردها سیاه است. لباس عروس معمولاً آبی یا ارغوانی است. استفاده از دکمه، جیب و زیپ در لباس‌های پیروان آمیش (مرد و زن) ممنوع است.

    مردهای متأهل در پیروی از قانونی که در عهد عتیق آمده، ریش خود را بلند می‌کنند اما سبیل‌هایشان را می تراشند اما مجردها ریششان را هم می ترشاند. در آیین آمیش، طبق فرمان دوم از ده فرمان موسی، عکس گرفتن و همینطور اجازه دادن به دیگران برای برداشتن عکس آنها حرام است.

    به استثناء تعداد خیلی کمی، نسل قدیمی‌تر آمیش‌ها مجاز به داشتن و استفاده از اتومبیل یا حتی تراکتور کشاورزی نیستند. اگرچه در مواقع ضروری از ماشین استفاده می‌کنند. کرایه کردن تاکسی و اتوبوس (با راننده) مجاز است اما نه در یکشنبه‌ها. در یکشنبه‌ها هر نوی تبادل پولی ممنوع است. بیشتر خانواده‌های آمیش معمولاً کالسکه یا دلیجان اسبی دارند. (تابلوهای راهنمایی و رانندگی شبیه این عکس در مناطق آمیش نشین آمریکا زیاد به چشم می خورند)

    استفاده از برق در زندگی جدید به یک مشکل پیچیده برای آمیش‌ها تبدیل شده. با وجودی که طبق باورهایشان استفاده از انرژی برق مجاز نیست، اما استفاده محدود پذیرفته شده. مثلاً اگر برق داخل خانه به خطوط نیروی برق بیرون متصل نباشد، استفاده محدود از آن اشکالی ندارد. مثل استفاده از باتری‌های 12 ولتی قابل شارژ که بین آمیش‌ها بسیار متداول است. استفاده از موتور برق فقط برای شارژ باطری‌ها یا جوش‌کاری و همین‌طور هم‌زن شیر مجاز شناخته شده است! از استفاده از وسایل برقی مثل رادیو، تلویزیون، کامپیوتر و .. منع شده‌اند. توجیه‌شان برای ممنوعیت رادیو و تلویزیون این است که این وسایل حرف‌ها و تصاویر ناخواسته را به داخل منازل می‌آورند. ممنوعیت استفاده از برق حتی برای روشنایی هم اینگونه توجیه می‌شود که با وجود برق و روشنایی در کل خانه، اعضای خانواده به جای جمع شدن در یک اتاق و بودن در کنار هم، از هم دور می‌شوند.

    به طور معمول داشتن تلفن داخل خانه مجاز نیست اما در سال‌های اخیر بعضی خانواده‌ها تلفنی در بیرون از خانه جایی مثل انباری یا طویله قرار داده‌اند اما فقط برای کارهای ضروری و مکالمه‌های کوتاه. (نوعی کلاه شرعی!)

    با وجودی که به دولت‌هایشان (آمریکا یا کانادا) مالیات می‌پردازند (چون به رعایت قانون توصیه شده‌اند) اما کمک‌های مالی دولتی مثل بیمه بازنشستگی و بیکاری را قبول نمی‌کنند و به جای آن در بین خودشان صندوق‌های کمک متقابل بین اعضا در شرایط اضطراری دارند.

    از دخالت در سیاست منع شده‌اند و برای همین رأی نمی‌دهند. در ارتش شرکت نمی‌کنند. حتی با وجودی که صلح طلب هستند، مایل نیستند از آن‌ها به عنوان گروه‌های صلح‌دوست نام برده بشود. زیرا در این صورت مجبور به موضع‌گیری‌های سیاسی در مسایل داخلی یا بین‌المللی خواهند شد.

    سیستم آموزشی خود را دارند. فرندانشان را در مدارس مخصوص آمیش که مدارسی تک‌اتاقه است آموزش می‌دهند. اما تحصیل بعد از پایه هشتم در این فرقه توصیه نشده است. به همین دلیل بخشی از آمیش‌های سرسخت چون نمی‌خواستند زیر بار قانون تحصیل اجباری بعد از پایه هشتم که در بعضی ایالت‌های آمریکا مثل پنسیلوانیا وجود دارد، بروند، به ایالت‌های دیگر یا کانادا مهاجرت کردند.

    مانند بیشتر شاخه‌های مسیحیت سنتی، در آیین آمیش هم، زنان اجازه رسیدن به مقام‌های مذهبی را ندارند. از نقاط روشن تاریخ این آیین این است که تا به حال هیچ سندی از دوره‌های که برده‌داری در آمریکا مجاز بود، بدست نیامده است که نشان دهد یک آمیش صاحب برده بوده (اگرچه بعضی آمیش‌ها مستخدم خانگی داشته‌اند.) و در آخر اینکه آمارها نشان می دهند که ازمجموع کل 200 هزار آمیش، 99 درصد در آمریکا و یک درصد در انتاریو کانادا زندگی می‌کنند.

    برگرفته از: وبلاگ ققنوس



    تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | 11:24 | نویسنده : یاسر شریعتمدار طالقانی

    شهيد سيد بخش الله سيد ميرزائي


    تاريخ تولد :1334

    نام پدر :سيدابوتراب

    تاریخ شهادت : 30/آذر/1359

    محل تولد :تهران /طالقان

    طول مدت حیات :25

    محل شهادت :سر پل ذهاب

    مزار شهید :

    سيدبخش‌الله در سال 1334 در يکي از روستاهاي طالقان در يک خانواده مذهبي و مؤمن به دنيا آمد، دوران تحصيل خود را با کار و زحمات بسيار به پايان رساند و سپس براي انجام خدمت سربازي آماده شد. او پس از پايان دوران سربازي به استخدام آموزش و پرورش درآمد، زمانيکه امام خميني(ره) به مبارزه عليه شاه برخاست سيد نيز به ياران امام (ره) پيوست و تمام تلاش خود را مصروف پيروزي انقلاب نمود او پس از شروع جنگ تحميلي با پيام امام (ره) به جبهه رفت و سرانجام در تاريخ 30/9/59 در منطقه سرپل‌ذهاب به ديدار معشوق خود شتافت.

    وصيت‌نامه


     

    دور محور امامت و ولايت گرد آييد، ‌از تفرقه بپرهيزيد و خون شهيدان را پايمال نکنيد. مبادا امام را تنها بگذاريد چون تنها گذاشتن امام يعني به بند کشيدن تمام مستضعفان و اين عمل بر خلاف رضاي خداست.

    منبع:کتاب يادياران